( Streifzu ? ge , P . 402 )
به اين ترتيب ارمنيان هم بناى جنزه را به فرزند خالد ( محمد ) نسبت دادهاند . موسى كالان مىافزايد كه محمد شهر گانتساك ( جنزه ) را در دومين دورهء حكومت خود بر ارمنستان بنا نهاد ، و بعد از آن به سيونيك حمله كرد ، به بالكك « 1 » هجوم برد و به الاهيچك « 2 » رسيد .
از اين مبدأ به بعد تاريخ خاندان يزيديان تغيير ماهيت مىدهد : افراد آن از حاكمان منصوب از جانب بغداد به گماردگان موروثى در تيول خود تبديل شدند و به همين سبب از نظر تاريخنگاران بزرگ دستگاه خلافت دور ماندند ، و باز به همين دليل بر اهميت تاريخ باب الابواب به لحاظ ارائهء بسيارى حقايق ناشناخته در قالبى منسجم ، افزوده مىشود . افسانهء شهر گنجه سرآغاز قسمتهايى از تاريخ باب الابواب است كه منجمباشى در اختيار داشته است .
مسلما محمد بن خالد ، به عنوان عضو ارشد خاندان ، باوجودى كه خود در ارّان مىزيست ، بر سراسر آن منطقه تا باب تسلط داشت ، و همين امر جانشينان او را تشجيع كرد كه باب را هم تيول خود بدانند و حقّى براى هاشميان قايل نباشند . انفاق به غازيان باب ( زيربخش 7 ) نيز وسيلهاى براى كسب تسلط بر آن منطقه بوده است . از ميان برادران محمد ، هيثم بر شروان ، و يزيد بر ليزان با استقلال حكومت كردند ( زيربخش 8 ) . بعيد نيست كه يكى از اقوام محمد بن خالد نيز بر طبرسران حكومت رانده باشد .
دربارهء خالديات كه خليفه هنگام خلع محمد بن خالد از حكومت ارمنستان به او بخشيد ، نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين
هامش
( 1 ) .Balk - k( 2 ) .Alahe ? chk