را هم دوست خواهد داشت ، و همهى عالم تصنيف خدايند ، و اجزاى عالم و صور كائنات از حيوان و نبات نوشتههاى الهىاند كه بر صفحات و اوراق قابليات بقلم الهى نوشته شده و ديدگان از ديدن حركت و سر قلم ناتوانند .
پس اگر كسى خداى را دوست بدارد ، مىبايد همهچيز او را دوست داشته باشد ، چرا كه همهچيز ساختهى اوست و عشق به علت از عشق به لوازم و آثار او جدا نتواند بود ، بلكه دوست داشتن آثار باتوجه به اينكه اينها آثار اويند همان دوست داشتن مؤثر است .
از همينجاست كه محبت شخص به آثار و خلائق كم و يا بيش مىشود ، چرا كه مقدار دوستيشان به نزديك بودن و دوربودنشان از خدا مربوط خواهد بود .
و كسى كه اهل ايمان را دوست مىدارد در حقيقت ايمان آنان را دوست مىدارد ، و برين ملاك محبت به مؤمنين باندازهى درجات ايمان آنان خواهد بود . آن را كه ايمان و شناختش به خدا بيشتر و محكمتر است بيشتر دوست مىبايد داشت ، و اگر جز اين ديده شد دلالت خواهد كرد كه سبب اين محبت نه ايمان كه چيز ديگرى است .
گفتيم كه محبت داشتن به اثر چيزى باتوجه به اينكه اين اثر آن مؤثر است همان محبتورزى به مؤثر است . براين معنى درين آيه اشاره رفته است كه مىفرمايد « 13 » : « اگر خدا را دوست مىداريد مرا متابعت كنيد كه خدا دوستتان بدارد » ، و همچنين پيامبر اكرم ( ص ) فرمايد : آنكه مرا اطاعت كند خداى را اطاعت كرده است ، و كسى كه مرا دشمن بدارد خداى را دشمن داشته است » .
راهنمائى
آنكه محبتش نسبت به خدا كامل و دوستيش خالص گردد ، ديگر حركات و عبادات او با اغراض نفسانى آميختگى نخواهد داشت ؛ و اين معنى جز با بدست
هامش
( 13 ) -إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ .[ سوره آل عمران 3 / 31 ]