بعضى مىگفتند : كاغذ و قلم بياوريد كه نوشتهاى برايتان بنويسد تا پس از آن گمراه نشويد ، برخى هم حرفهاى ديگرى مىگفتند . چون بيهودهگويىها و اختلاف زياد شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : برخيزيد . « 1 »
شما را به خدا ، آيا كسى كه با فرمان الزامآور پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كند و سخن حضرت را بر غلبهء بيمارى يا هذيان حمل كند ، مىتواند صاحب ملكهاى باشد كه او را از ارتكاب حرامها باز دارد ؟ اين حرفها كجا و توصيف پيامبر از زبان خدا كجا كه در قرآن كريم مىفرمايد :
« ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » ؛ « 2 »
« از روى هوس سخن نمىگويد ، بلكه كلام او وحى الهى است » .
آن صحابى چگونه مىگويد قرآن براى ما بس است ؟ اگر اين سخنِ درستى باشد ، پس چرا مسلمانان صحاح و سنن و مسانيد ( كتابهاى حديثى ) نوشتند ؟
ج . بازگشت به قهقرا پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله
1 - بخارى از ابوحازم نقل مىكند كه گويد : شنيدم سهل بن سعد مىگفت : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : من پيشتر از شما بر حوض كوثر وارد مىشوم . هركس بر آن وارد شود از آن مىنوشد و هر كه از آن بنوشد پس از آن هرگز تشنه نخواهد شد .
گروههايى بر من وارد مىشوند كه آنان را مىشناسم ، آنان هم مرا مىشناسند ، سپس ميان من و آنان فاصله مىافتد .
ابوحازم گويد : من كه اين سخن را نقل مىكردم ، نعمان بن ابىعيّاش هم شنيد و گفت : آيا از سهل اين گونه شنيدى ؟ گفتم : آرى ، گفت : من هم گواهى مىدهم كه اين را از ابوسعيد خدرى شنيدم ، با اين اضافه كه : پيامبر گويد : آيا از منند . گفته مىشود : نمىدانى
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : ج 3 ، ص 132 ، شمارهء 4432 ؛ و نيز : ج 4 ، ص 10 ، شمارهء 5669 و 7366
( 2 ) . النجم : 3 - 4