نيست و اگر رمز و راز حقيقى غيبت را ندانيم ، نمىتوانيم آن را انكار يا در آن ترديد كنيم .
با اين حال بايد گفت : در حدّ فكر بشرى ما ، شناخت فلسفهء غيبت ممكن است و آن اين است كه از آن جا كه خداوند متعال اراده فرموده كه بسط عدالت و گسترش توحيد را در سطح جهان به وسيلهء او قرار دهد و اين آرزوى بزرگ و آرمان متعالى پس از گذشت مدت زمانى تحققپذير خواهد بود ، يعنى دورانى كه عقل بشرى به كمال برسد و آمادگى فكرى براى آن مرحله پيدا كند و جهان با اشتياق ، از موكب آن امام عدالت گستر و آزادى بخش استقبال كند ، طبيعى است كه اگر آن امام در ميان مردم آشكار باشد و با آنان زندگى كند ، پيش از آنكه آن مسأله پخته شود و مقدمات و زمينهء لازم و مناسب آن فراهم گردد ، سرانجام و سرنوشت او سرنوشت پدران بزرگوارش خواهد بود ، يعنى شهادت . و پيش از آنكه آن هدف و آرمان بزرگ به دست او تحقق يابد كشته خواهد شد .
در برخى روايات اهل بيت به اين حكمت اشاره شده است :
امام باقر عليه السلام فرمود : حضرت مهدى عليه السلام پيش از ظهورش غيبتى خواهد داشت . راوى پرسيد : براى چه ؟ فرمود : از بيم كشته شدن . « 1 » يعنى غيبت ، براى جلوگيرى از كشته شدن پيش از تحقق آن هدف مورد انتظار است .
در روايات ، جهات ديگرى هم براى غيبت او ذكر شده است ، همچون آزمايش و امتحان مردم در عصر غيبت ، تا معلوم شود تا چه حدّ در راه ايمان و اعتقاد ، ثابتقدم و استوارند . « 2 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، صدوق : ص 481 ، باب 44 ، حديث 8
( 2 ) . ر . ك : بحار الأنوار : ج 52 ، ص 102 ، 113 ، 114 ، باب التمحيص والنهى عن التوقيت .