تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
رواياتى هم بر اين نكته دلالت دارد ، از جمله : الف . به نقل ابوسعيد خدرى : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هركس براى نماز از خانه‌اش بيرون آيد و چنين دعا كند : « خداوندا ، تو را به حقّى كه سائلان بر تو دارند مىخوانم ، و تو را به حق اين رفتنم مىخوانم ، چرا كه من از روى خوشى و طغيان و ريا بيرون نيامده‌ام ، بلكه براى اين بيرون آمده‌ام كه از خشم تو مصون مانم و به رضاى تو برسم . از تو مىخواهم كه مرا از آتش پناه دهى و گناهانم را بيامرزى ، كه جز تو كسى گناهان را نمىآمرزد » . خداوند به او توجّه مىكند و هفتاد هزار فرشته براى او استغفار مىكنند . « 1 » ب . عمر بن خطاب نقل مىكند : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : چون آدم خطا كرد ، گفت : پروردگارا به حق محمد تو را مىخوانم كه مرا بيامرزى . خداى متعال فرمود : اى آدم ، چگونه محمد را شناختى در حالى كه هنوز او را نيافريده‌ام ؟ گفت : چون مرا با دست قدرتت آفريدى و از روح خويش در من دميدى ، سرم را بلند كردم ، ديدم بر ستون‌هاى عرش نوشته است : « لا إله الّا اللَّه ، محمد رسول اللَّه » ، دانستم كه تو جز محبوب‌ترين افراد نزد خودت را به نام خودت نمىافزايى . خداوند فرمود : راست گفتى اى آدم ، او محبوب‌ترين آفريدگان نزد من است و چون از من به حق او درخواست كردى ، تو را آمرزيدم و اگر محمد نبود ، تو را نمىآفريدم . « 2 » ج . طبرانى با سند خود از انس بن مالك نقل مىكند : چون فاطمهء بنت اسد درگذشت ، براى او قبرش را كندند ، چون به لحد رسيدند ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خودش آنجا را كند و با دست خود خاك آن را بيرون ريخت و چون كار حفر قبر به پايان رسيد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله داخل قبر شد و در آن خوابيد و فرمود : اى خدايى كه زنده مىكنى و مىميرانى ، اى خداى زندهء ناميرا ، مادرم فاطمهء بنت اسد را بيامرز « 3 » و حجّتش را به او
هامش
( 1 ) . سنن ابن ماجه : ج 1 ، ص 256 شماره 778 باب المساجد ، مسند احمد : ج 3 ، ص 21 ( 2 ) . دلائل النبوه ، بيهقى : ج 5 ، ص 489 ، دارالكتب العلميه . ( 3 ) . مادر پيامبر صلى الله عليه و آله ، آمنه بود ، ولى فاطمهء بنت اسد به پيامبر صلى الله عليه و آله خيلى نيكى كرده بود و همچون مادرش به‌حساب مىآمد . ( مترجم )
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 144 | الشيخ جعفر السبحاني / محدثى