تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
« خداوندا ، از تو مىخواهم و پيامبرمان محمد صلى الله عليه و آله را كه پيامبر رحمت است ، وسيلهء توجه به تو قرارمىدهم . اى محمد ! من به سبب تو به پروردگارم روى مىآورم تا حاجتم را برآورى » . پس حاجت خويش را ياد مىكنى ، برو تا من هم همراه تو بيايم . آن مرد رفت و همان‌گونه عمل كرد ، سپس در خانهء عثمان بن عفان رفت . دربان آمد و دست او را گرفت و نزد عثمان برد و او را روى بساط و فرش وى نشاند . عثمان پرسيد : كارت چيست ؟ او حاجتش را گفت ، عثمان هم برآورده كرد و به او گفت : تا كنون حاجتت را نگفته بودى ، هرگاه كارى داشتى بيان كن . آن مرد از نزد وى بيرون آمد و در راه به عثمان بن حنيف برخورد كرد و به او گفت : خدا خيرت دهد ، پيش‌تر به حاجتم توجّهى نمىكرد و به من اعتنا نداشت . تا آنكه تو دربارهء من با او صحبت كردى . گفت : به خدا قسم چيزى به او نگفته‌ام ، ولى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ديده‌ام كه بيمارى به حضورش آمد و از نابينايى خود شكوه كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : مىتوانى صبر كنى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! راهنما و عصاكشى ندارم ، كار بر من سخت شده است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : برو وضو بگير ، دو ركعت نماز بخوان . سپس اين دعاها را بخوان . ما هنوز از هم جدا نشده بوديم و صحبت ما طول كشيده بود كه ديديم آن مرد برگشت ، در حالى كه هيچ بيمارى نداشت ! « 1 » * * * سيرهء مسلمانان در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و پس از آن ، چنين بود كه به اولياى الهى و بندگان صالح خدا توسّل مىجستند ، بىآنكه در ذهن كسى خطور كند كه اين ، كار حرام ، شرك يا بدعت است ، بلكه توسّل به دعاى صالحان را راهى براى دست‌يابى به منزلت و شخصيت آنان مىدانستند و اگر دعاى يك انسان صالح اثرى داشت ، به خاطر قداست و طهارت درون بود و گرنه دعايش مستجاب نمىشد . پس چه فرقى است ميان توسل به
هامش
( 1 ) . المعجم الكبير ، طبرانى : ج 9 ، ص 30 - 31 حديث 8311 . المعجم الصغير ، طبرانى : ج 1 ، ص 183 - 184
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 140 | الشيخ جعفر السبحاني / محدثى