دليل بهتر بر اين مطلب آنكه مهدى خليفهء عباسى در سال 169 ه . ق درگذشت و دوران او شاهد دخالت زنان در امور حكومت بود و سپس در زمان پسرش هادى ، زمام امور به دست زنان افتاد . « 1 »
بدين ترتيب چگونه مىتوان او را خليفهء خدا روى زمين خواند ؟ !
باضافه ، نه تنها مهدى عباسى بلكه تمام خلفاى بنى عباس ، در آخر الزمان نبودهاند ، هيچ كدام ثروتى اندك نداشتهاند ، بين ركن و مقام با آنان بيعت نشد ، دجال را نكشتند ، حضرت عيسى عليه السّلام فرود نيامد تا پشت سر مهدى آنان نماز بخواند ، سرزمين بيداء فرو نرفت ، و بالاخره اينكه ، هيچ يك از علائم ظهور حضرت مهدى عليه السّلام در دوران آنان و حتى بعد از آن واقع نشد ، به ويژه اينكه زمين در زمان حكومت آنان پر از عدل و داد نگرديد .
امّا حديث ترمذى ، ابن كثير آن را ( غريب ) شمرده و مىافزايد :
« اين پرچمهاى سياه ، آنهايى نيست كه ابو مسلم خراسانى در دست داشت و در سال 132 ه . ق حكومت بنى اميه را سرنگون كرد ، بلكه پرچمهاى سياه ديگرى است كه همراه مهدى خواهد آمد . . . و مقصود آنست كه مهدى مدح شدهء موعود كه به ظهورش در آخر الزمان وعده داده شده ، اصل ظهورش از سمت مشرق است » . « 2 »
گوييم :
بعيد نيست كه جيرهخواران بنى عباس ، از اين گونه حديثها ،
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 466 .
( 2 ) - ابن كثير ، در « النهاية فى الفتن و الملاحم » ، ج 1 ، ص 55 .