* مراد از عبارت ( لانّ مدّعى الاجماع يحكى . . . ) چيست ؟
بيان علّت است براى عالى السند بودن اجماع منقول ، چرا كه خبر گاهى با چندين واسطه به امام ( ع ) مىرسد و حال آنكه اجماع به طور مستقيم و بدون واسطه بيانگر حكم شرعى است .
در نتيجه : اگر خبر واحد حجّت است به طريق اولى اجماع بايد حجت باشد .
* مراد از عبارت ( و يدخل الاجماع ما يدخل الخبر من الاقسام . . . ) چيست ؟
اين است كه : همهء اقسامى كه براى خبر واحد وجود دارد براى اجماع منقول نيز وجود دارد .
* اقسام اجماع را بنويسيد ؟
1 - اجماع صحيح : در صورتى كه ناقل امامى عادل باشد .
2 - اجماع حسن : در صورتى كه ناقل آن امامى ممدوح باشد .
3 - اجماع موثق : در صورتى كه ناقل آن ثقهء غير امامى باشد .
4 - اجماع ضعيف : در صورتى كه ناقلش فرد فاسق يا مجهول الهويّه باشد .
* مراد از عبارت ( يلحقه ما يلحقه من الاحكام . . . ) چيست ؟
همان مخصّص بودن نسبت به عام قرآنى و يا مقيّد بودن نسبت به عام قرآنى و يا تعارض ميان دو اجماع منقول يا دو اجماع منقول و يك خبر واحد و هكذا . . .
* چرا اصل اجماع حجّت است و قابل انكار نيست ؟
زيرا بدون اجماع ، اثبات حكم در برخى از مسائل مسلّمه امكان ندارد ، چرا كه مدركى جز اجماع در دلالت بر آنها وجود ندارد .
فى المثل : فقها فرمودهاند : ( ارواث و ابوال حيوانات غير مأكول اللحم نجس است ) و اين حكم را جز از راه اجماع نمىتوان اثبات كرد زيرا دليل ديگرى جز اجماع در دست نيست .
* پس حديث ( اغسل ثوبك من ابوال ما لا يؤكل لحمه ، از امام ( ع ) چيست ؟
صرفا دلالت بر وجوب شستن لباس دارد و نجاست بول مدلول آن نمىباشد ، الّا به تلازم عقلى .
* به نظر شما چه اجماعى بدون ترديد حجّت است ؟
اجماعى كه يا به واسطهء خبر متواتر نقل شده باشد يا به واسطهء خبر واحدى كه همراه با قرائنى است كه مفيد علم است .
* چرا خبر واحد را از ناقلين مخالفين مىپذيريد و اجماع منقول را از آنها رد مىكنيد ؟
زيرا ايشان اجماع را از باب اتفاق كلّ حجّت مىدانند نه از اين باب كه كاشف از قول معصوم است ، چرا كه قائل به وجود حضرت حجّت و امام موجود نمىباشند و اين خود عامل فسق ذاتى آنهاست و اين