تشريح المسائل
* حاصل بيان شيخ در متن قبلى چه شد ؟
اين شد كه تمام راههاى استكشاف قول امام را از راه اجماع منقول مسدود نمود و نتيجة حكم فرمود به عدم حجيت و لزوم توقف در آن .
به عبارت ديگر فرمود : شعبهء اول طريقه حدس نيز به دليل وجود احتمال فاقد ارزش است .
* حاصل سؤال و تقرير اشكال مستشكل به مطلب فوق چيست ؟
اين است كه : اطلاق لفظ اجماع به لحاظ وضع اصلى و حقيقى ظهور در اتفاق كل دارد .
بنابراين : وقتى ناقل و يا مخبر مىگويد : فقهاء در فلان مسئله اجماع دارند ، ظاهر آن اين است كه همهء علما رأيشان يكى است .
به عبارت ديگر مىگويد : ظاهر كلمهء اجماع عبارت است از اتفاق الكل ، كسى كه اخبار به اجماع مىكند در حقيقت خبر از اتفاق الكل داده است .
پس : چنين اجماعى حجيت دارد ، هم از ناحيه نقل سبب و كاشف و هم از ناحيه نقل مسبب و منكشف .
* تقرير حجيت اجماع از ناحيه منكشف به نظر مستشكل چگونه است ؟
مىگويد : درست است كه ناقل اجماع قول امام را عن حسّ به دست نياورده ولى حدس او يك حدسى است كه مبتنى بر مبادى حسيّه ضروريه است ، و اين در حالى است كه در شعبات حدس گفته شد : هر خبر حدسى كه مستند به مبادى حسيّهء ضروريّه باشد به منزلهء خبر حسّى است ، يعنى :
عقلاى عالم هر برخوردى با خبرهاى حسى دارند با چنين خبر حدسى هم دارند .
در خبرهاى حسى مىگويند : الاصل عدم الخطاء در اينجا نيز مىگويند : الاصل عدم الخطاء .
خلاصه مطلب اينكه :
احتمال تعمّد كذب مخبر به اجماع را با آيه نبأ برمىداريم و مىگوييم : چون مخبر عادل است تو مطمئن باش و ساير احتمالات را با اصول عقلانيه رفع مىكنيم .
در نتيجه : چنين خبر حدسى مشمول آيه نبأ و ادلهء حجيّت خبر بوده و از ناحيهء منكشف يا نقل مسبب ارزش دارد .
* تقرير حجيت اجماع از ناحيه كاشف و نقل سبب به نظر مستشكل چگونه است ؟
مىگويد : كسى كه خبر از اجماع مىدهد خود به دليل رؤيت فتاواى علما در اعصار مختلف داراى قوهء حدس گرديده و رأى معصوم را حدس مىزند لكن ما با حدس او كارى نداريم .