تشريح المسائل
* حاصل مرحلهء دوم در مباحثى كه گذشت چه شد ؟
اين شد كه نقل اجماع نسبت به اخبار از حكم امام خبر حدسى است ، آنهم حدسى غير ضرورى و لذا مشمول ادلهء حجيت نيست .
* انگيزهء شيخ بر عنوان امر دوّم چيست ؟
اين است كه :
اوّلا : معناى اجماع در اصطلاح كسانى كه مدعى آن هستند دانسته شود .
ثانيا : مشخص شود كه آيا نقل اجماع همان نقل قول معصوم است يا نه ، و به فرض آنكه نقل قول معصوم باشد با كدام يك از اصطلاح لطف يا دخول و يا . . . صورت مىپذيرد .
* مراد از عبارت ( الذين هم الاصل له و هو الاصل له ) چيست ؟
اين است كه : ايشان ( اهل خلاف ) ابتداء مسئله اجماع را عنوان نمودند و اجماع هم اساس مكتب آنها است ، چنانچه خلافت ابو بكر را با همينگونه اجماع اثبات نمودند .
به عبارت ديگر : اجماع را دليل مستقلى در قبال كتاب و سنت و عقل قرار دادند ، چرا كه اجماع از نظر آنها فى حد نفسه و بدون وابستگى به امر ديگرى حجت است پس ارزش ذاتى براى آن قائلند .
* اجماع در اصطلاح خاصّه ( شيعه ) به چه معناست ؟
حاكى از قول معصوم و به ملاك كشف ، حجت است .
يعنى : اجماع را به عنوان يكى از منابع فقه مىدانند لكن ارزش ذاتى براى آن قائل نبوده و آن را در عرض كتاب و سنت نمىدانند بلكه از آن جهت كه كاشف از قول معصوم است مىپذيرند .
* مراد از عبارت ( هو اتّفاق العلماء فى عصر ) چيست ؟
اين است كه : اجماع در اصطلاح عامّه و خاصّه بنا بر آنچه از تعاريف فريقين به دست مىآيد عبارت است از : اتفاق جميع علماى امت در عصر واحد .
* شاهد بر ادّعاى فوق چيست ؟
تعريفات ذيل است از :
1 - شيخ الطائفه در تهذيب فرموده : الاجماع هو اتفاق اهل الحلّ و العقد من امّة محمد ( ص ) .
2 - علامه ( ركن الدين محمد بن على جرجانى ) در مبادى فرموده :
الاجماع فى اصطلاح فقهاء اهل البيت عليهم السّلام هو اتفاق امّة محمّد ( ص ) على وجه يشتمل على قول المعصوم .