تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( ليس المراد ممّا ذكرنا عدم قابليّة . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ است به اشكال و سؤال مذكور مبنى بر اينكه :
ما منكر صلاحيت و قابليّت دو صفت عدالت و فسق براى مناط حكم به حجيت و عدم حجيت نيستيم ، و مراد ما اين نيست كه اين دو صفت به طور تعبدى وجودا و عدما دخالتى در حكم ندارند ، بلكه در شهادت و فتوا دخالت تعبدى دارند .
يعنى : شاهد و مفتى عادل ، شهادت و حكمشان حجت است و حال آنكه اگر فاسق باشند ، شهادت و حكمشان حجّت نيست هرچند به صدق او يقين داشته باشيم .
به عبارت ديگر :
ممكن است در برخى موارد تعبدا عدالت ملاك حجيت و فسق ملاك حجيت و فسق ملاك عدم حجيت باشد ، كما اين كه در باب شهادت و فتوى چنين است .
1 - تعبدا بايد شاهد عادل باشد و شهادت فاسق با علم به صدق هم قابل قبول نيست .
2 - تعبدا بايد مفتى عادل باشد و در صورت فسق با وجود علم به صدق او فتوايش قبول نيست .
* مراد از عبارت ( بل المراد انّ الآية المذكورة لا تدلّ الّا . . . ) چيست ؟
اين است كه :
آيه شريفه ملاك حجيت و عدم حجيت را احتمال تعمد كذب قرار داده است .
يعنى :
دلالت دارد بر اينكه احتمال تعمد كذب در خبر عادل نيست ، پس حجت است و در خبر فاسق هست ، در نتيجه حجت نيست .
* مراد از عبارت ( لا تدلّ ) در متن فوق چيست ؟
عدم دلالت آيه در ساير جهات است ، يعنى :
دلالت نمىكند بر اينكه آيا قول عادل مطابق واقع هم هست يا نه ، حتى در خبرهاى حدسى ، همانطور كه دلالت ندارد كه در صورت علم به صدق فاسق ، باز هم حجت نيست ، چرا كه بنا بر قول مشهور علما خبر ثقه حجت است .
يعنى : اگر بخواهيم كه بگوييم :
با علم به صدق نيز خبر فاسق حجت نيست ، دليل ديگرى لازم است و آيه نبأ كفايت از اين مطلب نمىكند ، همانطور كه در باب شهادت و فتوا دليل على حده وجود دارد .