تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦

مورد ( 10 ) جريان دختر حمزه رضىاللَّه‌عنه

نسائى در كتاب خود ( خصائص على ) نقل مىكند : « احمدبن‌سليمان ، از عبداللَّه ، از اسرائيل ، از ابواسحاق ، از براءبن‌عازب كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود : تويى از من ، و من از تو هستم . قاسم‌بن‌يزيد جرمى ، از اسرائيل ، از ابواسحاق ، از هبيرةبن‌بريم و هانىبن‌هانى ، از على روايت كرده است كه گفت : هنگامى كه از مكّه خارج شديم ، ناگاه دختر حمزه فرياد برآورد : اى عمو ، اى عمو . على او را يافت و با خود برد ، به زنى همراه گفت : دخترعمويت را بگير ، پس او را حمل كرد . على و زيد و جعفر درباره‌ى او نزاع كردند . على گفت : من او را همراه خود مىبرم و او دخترعموى من است ، جعفر گفت : دخترعمويم است و خاله‌اش همسر من است ، و زيد گفت : دختر برادرم است . رسول خدا صلى الله عليه و آله به خاله‌اش قضاوت كرد و فرمود : خاله به منزله‌ى مادر است . سپس به على فرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون هستى و من از تو مىباشم . و به جعفر فرمود : به خلقت و خوى من شباهت يافتى . و به زيد فرمود : اى زيد ! تو برادر و بنده‌ى آزادشده‌ى ما هستى . » « 1 » ابن‌عساكر با سند ديگرى آن را نقل كرده است و گويد : « و امّا آن‌چه از عبداللَّه‌بن‌جعفر روايت شده است ، ابوالقاسم اسماعيل‌بن احمد ، از ابومحمّد صريفينى و ابوالحسن‌بن نقور . نيز : ابوالبركات انماطى ، از ابومحمّد صيريفينى ، از ابوبكر محمّدبن حسن‌بن عبداللَّه صيرفى ، از حسين‌بن اسماعيل محاملى ، از عبداللَّه‌بن شوذب ، از ابن‌ابى اوس ، از محمّدبن اسماعيل ، از عبدالرّحمان‌بن ابىبكر ، از اسماعيل‌بن عبداللَّه‌بن جعفر ، از پدرش كه گفت :
هامش
( 1 ) . خصائص على : 88 چاپ نجف اشرف .