تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
مشابه آن از على بود . » « 1 » حافظابن‌حجر - پس از ذكر اخبار برادرى از : واقدى ، ابن‌سعد ، ابن‌اسحاق ، ابن‌عبدالبر ، سهيلى ، ابن‌كثير و ديگران - گويد : « ابن‌تيميّه در كتابى كه در ردّ بر ابن‌مطهر رافضى ( علّامه حلّى ) نوشته ، برادرى افكندن ميان مهاجران و به ويژه برادرى پيامبر صلى الله عليه و آله با على را انكار كرده است و گويد : چون پيمان برادرى براى بهره‌رسانى بعضى به بعضى ديگر ، و براى الفت‌دادن دل‌ها به يكديگر تشريع شده است ، پس برادرى برقرار كردن پيامبر با يكى از آنان معنايى ندارد ، و هم‌چنين براى برادرى برقرار كردن ميان مهاجران . اين رد كردنِ نصّ است براساس قياس ، و توجّه نكردن به حكمت برادرى افكندن است ، چون بعضى از مهاجران از نظر مالى و عشيره‌اى و توانمندى ، قوىتر بودند و حضرتش ميان بالاتر و پايين‌تر برادرى برقرار فرمود . . . ابن‌حجرگويد : ضياء در منتخب خود از معجم كبير طبرانى آن را آورده است . و ابن تيميّه تصريح مىكند كه احاديث آن منتخب ، از حديث‌هاى المستدرك صحيح‌تر و قوىتر است . . . » « 2 » زرقانى مالكى با عنوان « ذكر المؤاخاة بين الصحابة رضوان اللَّه عليهم اجمعين » گويد : « همان‌گونه كه ابن‌عبدالبر و غير او گفته‌اند ، پيمان برادرى دو بار بوده است ، نخستين در مكّه قبل از هجرت ميان مهاجران بر پايه‌ى حق و مواسات بود ، پس ميان ابوبكر و عمر و . . . و به همين ترتيب ميان هر دو نفر برادرى برقرار كرد ، تا اين كه على تنها ماند ، او گفت : ميان‌يارانت برادرى افكندى ، پس برادر من كيست ؟ فرمود : من برادرت هستم . حديث‌هاى بسيارى در برادرى پيامبر صلى الله عليه و آله با على رسيده است ، و ترمذى آن را روايت كرده و نيكو دانسته است . حاكم نيز آن را روايت كرده و اين حديث ابن عمر را
هامش
( 1 ) . الاستيعاب فى معرفة الأصحاب 3 : 1098 . ( 2 ) . فتح البارى فى شرح البخارى 7 : 217 .