تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
سينه‌ام را گشاده دار ، و كارم را آسان ساز و از خانواده‌ام على را وزيرم قرار ده ، او را پشتيبان من بدار ، تا تو را بسيار تسبيح كنيم و بسيار ياد كنيم ، كه تو نسبت به ما بينا هستى . ابوذر گفت : به خداوند سوگند ، رسول خدا اين سخن را به پايان نرسانده بود كه جبرئيل بر او فرود آمد و گفت : « إنّما وليّكم اللَّه و رسوله » الآية . » « 1 » 4 - 35 . روايت ثعلبى ابواسحاق ثعلبى گويد : « ابوالحسن محمّدبن قاسم بن‌احمد فقيه ، از ابومحمّد عبداللَّه‌بن احمد شعرانى ، از ابوعلى احمدبن علىبن رزين ، از مظفربن حسن انصارى ، از سرىبن على وراق ، از يحيىبن عبدالحميد حمانى ، از قيس‌بن ربيع ، از اعمش ، از عبايةبن ربعى كه گفت : در حالى كه عبداللَّه‌بن عبّاس بر لبِ زمزم نشسته بود ، مىگفت : « رسول خدا فرمود » ، ناگهان مردى كه چهره‌اش را با عمامه‌اى پوشانده بود پيش آمد . هر وقت ابن‌عباس مىگفت « رسول خدا فرمود » آن مرد نيز مىگفت : رسول خدا فرمود . ابن‌عبّاس گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه بگو تو كيستى ؟ عمامه را از صورتش برداشت و گفت : اى مردم ! هر كس مرا شناخت ، شناخته است . و هر كس كه نشناخت ، منم جندب‌بن‌جناده‌ى بدرى ، ابوذر غفارى . شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله به اين دو تا ( گوش ) و الّا ناشنوا شوند و ديدم به اين دو تا ( چشم ) والّا نابينا شوند ، مىفرمود : على فرمانده‌ى نيكوكاران و قاتل كافران است ، هر كس او را نصرت دهد ، پيروز است ، و يارى نشود هر كس او را كمك نكند . من روزى از روزها نماز ظهر را با رسول خدا صلى الله عليه و آله خواندم ، در مسجد سائلى درخواست كمك كرد - تا آخر حديث . » « 2 »
هامش
( 1 ) . المجالس - المجلس الثامن من الركن الثالث . ( 2 ) . الكشف و البيان - تفسير ثعلبى ( خطى ) .