تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
اميرالمؤمنين عليه السلام دارد و او خليفه است همانند خلافت آدم و داوود و هارون . در خلافت عامه‌ى آنان شكّى نيست ، پس خلافت او نيز چنين است . شرح حال داوودبن‌عمر انطاكى داوودبن‌عمر انطاكى شارح قصيده‌ى ابن‌سينا ، از بزرگان دانا و دانشمندان مشهور است . بديعى در كتابش ( ذكرى حبيب ) از او چنين ستايش مىكند : « نابينايى است كه در علوم حكمت ، مانند ندارد ، و پزشكى است كه همتايى در قرن‌هاى گذشته ندارد ، حكيمى است كه ديدگاه‌هاى او ، از خاشاك خطا زدوده شد ، و آفاق انديشه‌هايش از ابرهاى توهّم كنار زده شد . با آن‌چه نگاشت گره مشكلات را گشود ، و چهره‌ى علوم رياضى را با پيش‌نويس‌هايش سفيد كرد ، با آثارى كه ثبت زيبايىهايش و نگارش بزرگوارىهايش اقتضاى جاودانگى و ابديت دارد . او همواره ملازم كتاب ( اخوان الصفا و خلّان الوفا ) نوشته‌ى مجريطى ، و دو كتابش ( رتبة الحكيم ) و ( غاية الحكيم ) بود ، و از كتاب‌هاى شيخ ( ابن سينا ) : القانون ، و الشفا ، و النجاة ، و الحكمة المشرقية ، و التعليقات ، و رسالة الأجرام السماوية ، و الأشارات با شرح‌هايش از نصيرالدين طوسى و فخرالدين رازى ، و المحاكمات ميان آن دو از قطب‌الدين رازى ، و حاشيه‌هايش از سيّد ، و از كتاب‌هاى سهروردى ، المشارق و المطارحات ، و كتاب التلويحات و شرحش از هبةاللَّه بغدادى . شريف مكه شيفته‌ى يادآورى او بود ، و از حجاج خبرهاى پراكنده‌ى او را رهنمون مىشد و شوق ديدار ، او را بر آن داشت كه او را نزد خود بخواند ، تا شنيدن را به عيان و خبر را به برهان ببيند . وقتى در محضرش حاضر شد ، آرزوىِ دست‌بوسى او را داشت . فرمان داد كه يكى از حاضران مجلس انس خودش بر او عرضه شود ، تا نيروى حدس او را بيازمايد . هنگامى كه دستش در دست آن هم‌نشين قرار گرفت ، گفت : اين دست پسرخوانده‌اى فرومايه است ، بوى خوش نبوّت از او به مشام نمىرسد و رسم جوان‌مردى استنشاق نمىشود . سپس دستور داد كه بر يكايك آن گروه عرضه شود ، تا به شريف رسيد ، پس دستش را چون دوستدارى توانا بوسيد . . . »