حقيقت و جوهر گرانبهاى نفس را به تفصيل گفته است ، كه پرسشگر را - گرچه شيخ الرييس باشد - راضى مىكند . »
شهاب الخفاجى در كتاب ريحانة الالّباء ، شرح حال شيخ درويش را چنين آورده است :
« ابوالمعالى درويشبنمحمّد طالوى ، يگانهاى است كه با استوارى همزاد و با لطف همراه ، سرافرازى است كه شاخههاى پيشتازى در گروِ او و بهترين شاخههاى مردانگى است ، گشايندهى دژهاى سختىها ، فرزند و الا مقامى و بخشندگى ، با خوى و سرشتى لطيف ، چه بسيار افرادى كه در نوشتهها و نهان اميدها و آرزوها او را بالا بردند . . »
و محبّى چنين گويد :
« درويش محمّد - كه نام پدرش احمد يا محمّد بود ابوالمعالى ، طالوى ارتقى دمشقى حنفى . از يگانههاى دهر و نيكان دوران ، در هر فنّى از فنون مهارت داشت ، بسيار هوشمند ، با زبانى فصيح و انشاكنندهاى بليغ ، نيكو تصرف در نظم و نثر .
كتاب سانحات دمى القصر از اوست . . . » « 1 » شرح حال داوود انطاكى متوفاى سال 1008 - و غير از اين سال نيز گفتهاند - در كتابهاى زير نيز آمده است :
1 - البدر الطالع 1 : 246 .
2 - خلاصة الأثر 2 : 140 .
3 - شذرات الذهب 8 : 415 .
4 - ريحانة الالبّاء : 271 .
هامش
( 1 ) . خلاصة الأثر 2 : 149 .