تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

1 - دهلوى گويد : انقطاع خلافت را نمىتوان جايز دانست ، چون كاستىِ نفرت برانگيز است .

سوم : آن‌چه آورده‌اند كه لازمهء زوال اين مرتبه از هارون ، بركنارى اوست ، در حالى كه بركنارى پيامبر جايز نيست . در پاسخ گوييم : اطلاق « بركنارى » بر « انقطاع عمل » ، بر خلاف عرف و لغت است . گويم : اگر انقطاع خلافت حضرت هارون عليه السلام را روا بدانيم ، ادّعاى بسيار زشتى مرتكب شده‌ايم ، به چند علت : 1 - 1 . جانشينى حضرت هارون براى حضرت موسى عليهما السلام شرافت و مقام جديدى برايش بود ، چون امامتِ باواسطه را برايش اثبات كرد ، افزون بر امامت ثابت بلاواسطه‌اش . بدين روى ، جامع هر دو امامت شد ، و بى ترديد ، زوال امامت ، پس از ثبوت آن ، نزول در مرتبت است ، كه نفرت برانگيزى و بدگويى را سبب مىشود . اين متن گفته‌ى قيصرى و جامى است درشرح‌هايشان بر فصوص‌الحكم ، و اين حقيقت ،
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 365 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب