وصّابى يمنى ؛ على متّقى هندى ؛ محمّد صدر العالم . متن آن چنين است :
يكم - « از على كه گفت : دردى شديد مرا گرفت ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رفتم ، مرا در جاى خود خوابانيد ، و به نماز ايستاد ، يك طرف لباسش را انداخت ، سپس فرمود :
« اى پسر ابوطالب ! شفا يافتى و اكنون ناراحتى ندارى ، از خداوند چيزى براى خود نخواستم ، جز اين كه مانندش را براى تو درخواست كردم ، و چيزى از خداوند نخواستم ، جز اين كه آن را به من عطا فرمود ، غير از اين كه به من گفته شد : پس از تو پيامبرى نيست » .
پس ( از اين سخن پيامبر ) به پا خاستم گويى كه شكايتى نكردهام .
ابنابىعاصم ، و ابنجرير - كه آن را صحيح دانست - و ابنشاهين در السّنة ، آن را آوردهاند » . « 1 » دوم نسايى گفت :
« عبدالأعلى بنواصل بنعبدالأعلى ، از علىبن ثابت ، از منصوربن أبىالأسود ، از يزيدبن أبىزياد ، از سليمان بنعبداللَّه بنحارث ، از جدش ، از على رضى الله عنه كه گفت :
بيمار شدم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از من عيادت كرد ، بر من وارد شد در حالى كه دراز كشيده بودم . در كنارم تكيه زد و با پيراهنش مرا پوشانيد . هنگامى كه ديد آرام شدم ، به مسجد رفت و نماز گزارد ، پس از نماز ، آمد و پيراهن را از رويم برداشت و فرمود :
اى على برخيز ، شفا يافتى ، ناراحتى ندارى ، از خداوند چيزى براى خود نخواستم جز اين كه مانندش را براى تو تقاضا كردم ، و چيزى را نخواستم جز اين كه مورد اجابت قرار گرفت - يا گفته شد : به من عطا شد - جز اين كه به من گفته شد : پس از تو پيامبرى نيست » . « 2 » سوم ابنمغازلى با اسنادش آن را از جعفر أحمر روايت كرد :
« . . . چيزى براى خويش نخواستم جز اين كه مانندش را براى تو تقاضا كردم ، و چيزى نخواستم جز اين كه برايم اجابت شد يا گفته شد به من عطا شد
هامش
( 1 ) . كنزالعمال 13 : 170 ، شمارهى 36513 .
( 2 ) . خصائص اميرالمؤمنين : 156 و 157 شماره 147 - 148 .