تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مىكند . ثانياً : در اين سخن اعتراف است به دلالت حديث بر ثبوت خلافت براى اميرالمؤمنين عليه السلام ، مانند ثبوت خلافت براى هارون عليه السلام ، كه دروغ‌پردازىها و بيهوده‌گويىها ، و همه‌ى زحمت‌هايى را كه در تقرير نفى عموم منزلت‌ها كشيد ، باطل مىكند . به علاوه بر اساس نصّ حديث‌هاى متعدد ، خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت است ، مانند حديث ( لا ينبغى لى أن أذهب إلّاو أنت خليفتي ) « هرگز سزاوار نيست كه من بروم ، جز اين كه تو جانشينم باشى » ، كه محدّثان بزرگ آن را روايت كرده‌اند ، كه پس از اين خواهى دانست . نيز حديثى كه مؤلّف « حبيب السير » روايت كرده است كه در آن فرمود : « اى برادرم به مدينه بازگرد ، كه تو خليفه‌ى من در خانواده‌ام و خانه‌ى هجرتم و قومم هستى . . . » . و اين سخن صريحى بر خلافت است .

6 دهلوى ادّعاى تقييد خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام به زمان غيبت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نمىپذيرد

6 - دهلوى گويد : چون جانشينى مقيّد به زمان غيبت است ، پس از سپرى شدن آن دوره باقى نمىماند ، همان‌گونه كه خلافت هارون ادامه نيافت . گويم : دهلوى بايد اين مدّعا را با دليلى كه براى علماى زبردست مقبول باشد ، ثابت كند ، و گرنه ادّعاى تُهى از دليل و برهان پذيرفته نيست و بسنده كردن به آن خروج از قانون مناظره‌ى بزرگان است . بر هر كسى كه گوش فرا دهد و گواه باشد ، پنهان نيست ، كه : اين مقيد ساختن در هيچ‌يك از روايت‌هايى كه متن صريح بر جانشينى اميرالمؤمنين عليه السلام دارد ، وارد نشده است . همچنين بر بطلان اين محدوديت دلالت مىكند : سخن ابن‌تيميّه و شيخ على