بخشى از حديثش آن را نقل كرد » .
محمّد صدر عالم در كتابش « معارج العلى » گويد :
« ابن عساكر نقل مىكند از عبداللَّهبن محمّدبن عقيل ، از پدرش ، از جدّش عقيلبن ابيطالب كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى عقيل . . » . - تا آخر حديث .
حديث منزلت در روز غدير
ابن خلكان در شرح حال ابوتميم معد ملقّب به ( المستنصر باللَّه بنظاهر ) گويد :
« تولّد مستنصر صبح روز سه شنبه ، سيزده شب مانده از جمادى الآخر سال 420 بود . و شب پنجشنبه دوازده شب مانده از ذيحجهى سال 487 درگذشت . . .
اين همان شب عيد غدير است ، يعنى شب هيجدهم ذيحجه كه غديرخم است با ضم خاء معجمه و تشديد ميم . گروه بسيارى را ديدم كه درباره اين شب مىپرسيدند كه چه شبى از ذيحجه بود ؟ اين مكان ميان مكّه و مدينه است كه بركهاى آب دارد ، و گفته مىشود كه در آنجا درختان بسيارى است .
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سال حجّةالوداع از مكّه بازمىگشت ، به اين مكان كه رسيد ، علىبنابيطالب رضى اللَّه عنه را به برادرى گرفت و گفت : على نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است ، خداوندا ولىّ كسى باش كه او را به ولايت گيرد ، و دشمنى كن هر كس كه با او دشمنى كند و يارى كن هر كس او را يارى كند ، و رها كن هر كس او را يارى نكند .
شيعه علاقهى فراوانى به آن دارند . حازمى گفت : آن بيابانى ميان مكّه و مدينه و نزديك جحفه است ، بركهى آبى در آن است ، در آنجا پيامبر صلى الله عليه و آله خطبهاى خواند . و اين بيابان به ناسازگارى بسيار و شدّت گرما موصوف است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . وفيات الأعيان 4 : 318 .