شرح حال آمدى
اين مرد نزد دانشمندان اهل سنّت مانند ذهبى و ابنحجر عسقلانى مورد عيبجويى قرار گرفته و به تعبير علم رجال - مجروح است . براى اثبات اين مدّعا ، تاركالصّلاةبودنِ او بسنده است . ذهبى گويد :
« سيف الآمدى ، متكلّم و نويسنده ، علىبنعلى . به دليل سوء اعتقادش ، از دمشق بيرون رانده شد ، و طبق نقل صريح ، نمازش را ترك كرده بود . از خداوند خواستار عافيت در دين هستيم ، او از هوشمندان بود و سال 631 درگذشت » . « 1 » پس اعتماد ابنحجر مكّى بر گفتهى چنين مرد فاسدى را چيزى جز تعصّب باطل مىتوان دانست ؟ لكن اين سخن بىاساس ، ويژهى اين سخنگوى فاسد نيست ، بلكه متكلّمين ديگرى هم به آن زبان گشودهاند از جمله :
عضدالدّين إيجى
عضدالدّين عبدالرّحمانبن احمد ايجى در كتابش « المواقف » در پاسخ به استدلال به آن گويد : « جواب : منع صحّت حديث . . » . « 2 »
شمسالدّين اصفهانى
شمسالدّين محمودبن عبدالرّحمان اصفهانى پس از آوردن چند دليل تحت عنوان « پاسخ دومين » گويد : « از جهت سند ، استدلال به آن صحيح نيست . و چنانچه صحّت سند قطعاً پذيرفته شود ، بازهم نمىپذيريم كه كلام پيامبر ، شامل تمام جايگاه هارون نسبت به موسى باشد » . « 3 » همچنين گويد : « همانگونه كه در حديث پيشين گفته شد ، از نظر سند ، استدلال به آن صحيح نيست . و چنانچه صحيحبودن قطعى سند پذيرفته شد ، ليكن نمىپذيريم
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدلال : 2 / 259 ، رقم 3647 .
( 2 ) . المواقف فى علم الكلام : 406 .
( 3 ) . شرح الطوالع ( خطى ) .