را نقل كرد . » « 1 »
كلام ديگرى از ولىاللَّه
ولىاللَّه دهلوى سخن ديگرى دربارهى حديث مدينة العلم دارد ، او گويد :
« مثلًا : أنا مدينة العلم و على بابها ، همراه با حديثهاى بسيارى دربارهى شيخين است مثل حديث اقتداء ، وحديث خواب شير و پيراهن ، و همچنين دربارهى غير آن دو مانند فضايل ابنمسعود و عايشه و معاذ و ابىّبنكعب ، و هر يك از اينان بشارت داده شده به دانش هستند و فرمان داده شده كه دانشها را از آنان دريافت كنند . » « 2 » اين سخن نيز مانند قبلى از چند جهت مردود است :
نخست : اين ادّعا كه حديث أنا مدينة العلم همراه فضائل بسيارى دربارهى شيخين است ، باطل است :
اوّلًا : مطلقاً حديثى كه دلالت بر برترى شيخين داشته باشد ، نيست .
و ثانياً : هيچ حديثى كه دلالت بر دانش شيخين كند وجود ندارد و آنچه اهل سنّت دربارهى آنان در اين زمينه روايت كردهاند ثابت شده نيست .
و ثالثاً : چون حديث أنا مدينة العلم مورد اتّفاق هر دو گروه است ، و آنچه از فضايل شيخين پنداشته ، فقط توسّط اهل سنّت روايت شده است ، پس چگونه موارد منفرد را با موارد اتّفاق قرين هم قرار
هامش
( 1 ) . قرةالعينين / 84 .
( 2 ) . قرةالعينين / 232 .