كه نزديكش بود گفت : اى رسولخدا آن را به چيز تأويل فرموديد ؟ فرمود : دانش . » « 1 » « باب هنگامى كه در خواب اضافه آن را به ديگرى داد : ما را حديث كرد يحيىبنبكير ، از ليث ، از عقيل ، از ابنشهاب ، از حمزةبن عبداللَّهبنعمر كه گفت :
عبداللَّهبنعمر گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : در حالى كه خوابيده بودم ظرف شيرى برايم آورده شد ، از آن نوشيدم ، تا اين كه ديدم شير تازه روان مىشود ، پس اضافهاش را به عمر دادم ، گفتند : اى رسولخدا آن را به چيز تأويل فرموديد ؟
فرمود : دانش . » « 2 »
« باب كاسه در خواب : ما را حديث كرد قتيبةبنسعيد ، از ليث ، از عقيل ، از ابنشهاب ، از حمزةبن عبداللَّهبن عمر كه گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : در حالى كه خوابيده بودم كاسهى شيرى برايم آورده شد ، پس از آن نوشيدم ، سپس اضافهاش را به عمربنخطاب دادم . گفتند : به چه چيز آن را تأويل فرموديد اى رسولخدا ؟ فرمود : دانش . » « 3 »
پژوهشى در احوال راويان آن
سپس گوييم : در مورد ابنعمر ، كتاب « استقصاء الإفحام فى ردّ منتهى الكلام » به تفصيل متكفل نكوهشها و سرزنشهاى او شده است . به آن مراجعه كنيد .
و امّا در نكوهش حمزةبن عبداللَّهبنعمر همين بس كه با يزيدبنمعاويه بيعت كرد ، در حالى كه ابنعمر نوكران و فرزندان خود را گرد آورده و آنان را از شكستن بيعت يزيد نهى كرده بود . بخارى در كتاب الفتن چنين نقل كرده است : « باب هنگامى كه چيزى نزد گروهى گفت ، سپس خارج شد و خلاف آن را گفت : ما را حديث كرد سليمانبنحرب ، از حمادبن يزيد ، از ايّوب ، از نافع كه گفت : وقتى مردم مدينه يزيدبن معاويه را ( از خلافت ) خلع كردند ، ابنعمر نوكران و فرزندانش را گِرد
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى كتاب تعبير الرؤيا 9 / 656 .
( 2 ) . همان / 663 .
( 3 ) . همان / 665 .