ردّ بر اماميه را پذيرفته است و متن گفتهاش چنين است : « لهذا مسلمانان اتّفاق كردند كه ابلاغ كنندهى دانش از سوى او جايز نيست يك نفر باشد ، بلكه واجب است مبلّغان اهل تواتر باشند كسانى كه خبرشان براى شخص غايب تحصيل علم كند و خبر واحد مفيد علم نيست جز به قرينههايى كه ممكن است از نظر بيشتر مردم منتفى يا پوشيده باشد ، پس علم به قرآن و سنّت متواتر برايشان حاصل نمىشود . »
و سوم : دليلهاى بسيارى از كتاب و سنّت را ديديم كه دلالت دارد بر اينكه علم كتاب و سنّت جز از اهل بيت نبوّت دريافت نمىشود و مانند فرمودهاش تعالى :
« كونوا مع الصّادقين » « 1 » و فرمودهاش : « و اعتصموا بحبل اللَّه جميعاً » « 2 » و فرمودهاش :
« و أتوا البيوت من أبوابها » « 3 » و حديث « باب حطّة » و حديث « ثقلين » و حديث « أنا مدينة العلم » و حديث « عليٌّ مع القرآن و القرآن مع علي » و همانند اينها . . . .
و چهارم : پايين آوردن فضايل تا حدّ اجازههاى روايى بسيار سست است ، چون اجازهى حديث فقط به روايت حديث با لفظ شنيده شده يا وجه مجاز آن تعلّق دارد . ليكن فضايل ثابتشده از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم دلالت بر مقامهاى والايى دارد ، بلكه حديث « أنا مدينةالعلم » نص صريحى است در اعلميت و أفضليّتى كه لازمهى خلافت و امامت عامه است . . . « يريدون ليطفئوا نوراللَّه بأفواههم و اللَّه متمّ نوره و لو كره الكافرون » « 4 »
و پنجم : چنانچه مبلّغين به حد تواتر برسند خبرشان براى كسى كه رجال را به اقوال و براى كسى كه اقوال را به رجال مىشناسد ، به طور يكسان مفيد علم است و اگر به آن حد نرسند خبرشان مطلقاً مفيد علم نيست هرچند كه داراى فضايل و مناقبى هم باشند ، مگر اين كه يكى از آنان امام معصوم باشد كه در اين صورت خبرهاى او به تنهايى بسنده است .
هامش
( 1 ) . توبه / 119 .
( 2 ) . آل عمران / 103 .
( 3 ) . بقره / 189 .
( 4 ) . صف / 8 .