كتاب « الموضوعات » نوشتهى ابنجوزى بعد از حديثى در برترى جدّة آمده است :
« محمّدبن عبدالرّحمان ، يحيى گفت : چيزى نيست . و ابنحبّان گفت : از پدرش در نسخهاى حديث كرد شبيه به دويست حديث كه تمامش ساختگى است ، احتجاج به آنها روا نيست . » « 1 » و در « ميزانالإعتدال » آمده است : « محمّد بن عبدالرّحمان بن بيلمانى به نقل از پدرش ، او را تضعيف كردهاند و بخارى و ابوحاتم گويند :
منكرالحديث است و دارقطنى و غيرش گويند : ضعيف است . . . ، ابنعدى گويد : هر چه اين بيلمانى روايت مىكند ، بلايى از اوست . » « 2 » و در « المغنى فى الضعفاء » گويد : « او را تضعيف كردهاند ، ابنحبّان گويد :
نسخهاى ساختگى از پدرش روايت كرده است . » « 3 » و سبطابنعجمى در « الكشف الحثيث عمّن رمى به وضع الحديث » او را ذكر كرده است . و ابنحجر گويد : ضعيف است ، و ابنعدى و ابنحبّان او را متّهم كردهاند . » « 4 » و امّا درباره پدرش « عبدالرّحمان بنبيلمانى » در « ميزانالإعتدال » آمده است :
« عبدالرّحمان بنبيمانى ، از تابعان مشهور است ، از ابنعمر روايت مىكند ، ابوحاتم او را سست دانسته است . و دارقطنى گفت : ضعيف است و حجّتى به او اقامه نمىشود . » « 5 » و در « المغنى في الضعفاء » « 6 » او را آوردهاند و در « تقريب التّهذيب » آمده است : « ضعيف است . » « 7 »
حاصل بحث
باطلبودن اين حديث به هر دو طريق از ابنعمر آشكار است ، و به همين دليل حافظ سخاوى گويد : « از ابنعمر نزد ابنعدى در شرح حال كوثربنحكيم نقل شده كه او ترك شده است . و نقل ديگرى دارد از مسند أبويعلى از طريق ابنبيلمانى
هامش
( 1 ) . الموضوعات 2 / 51 .
( 2 ) . ميزانالإعتدال 3 / 617 .
( 3 ) . المغنى فىالضعفاء 2 / 603 .
( 4 ) . تقريبالتّهذيب 2 / 182 .
( 5 ) . ميزانالإعتدال 2 / 551 .
( 6 ) . المغنى 2 / 377 .
( 7 ) . تقريب التّهذيب 1 / 474 .