شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم - در حالى كه بازوى علىّبنابىطالب را گرفته بودند مىفرمود : « اين امير نيكوكاران و قاتل تبهكاران است . هر كسى يارىاش كند ، يارى شده است ، هر كسى يارىاش نكند سرشكسته و مخذول است . » سپس صدايش را بلند كرده ، فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هركه دانش را خواهد ، بايد از آن دَر درآيد . » « 1 »
رجال اين سند
رجال اين حديث ثقه هستند . امّا از معمّر ، صاحبان صحاح ستّه ، روايت كردهاند و شرح حال او با ستايش و تعظيم كامل ( در اين كتابها ) آمده است :
الثّقات - خطّى ، تهذيب الأسماء و اللغات 2 / 107 ، تذكرة الحفّاظ 1 / 190 ، تهذيب التّهذيب 10 / 243 ، العبر 1 / 220 ، الكاشف 2 / 266 ، مرآة الجنان 1 / 323 ، طبقات الحفّاظ / 82 و ديگر كتابها .
امّا عبداللَّه بنعثمان و عبدالرّحمان بنبهمان ، پيشتر بخشى از سخنان در ستايش آنان ذكر شد .
شرح حال « عبدالرزّاق بنهمام » را هم در جلد « حديث تشبيه » به تفصيل از تعدادى معجمهاى معتبر شرح حال آوردهايم . « 2 »
4 - « تصحيح » « 3 » يحيى بنمعين
يحيىبن معين به صراحت ، حديث « مدينة العلم » را صحيح دانسته است .
مزّى و عسقلانى در شرح حال ابوصلت عبدالسّلامبنصالح هروى آوردهاند :
« قاسمبن عبدالرّحمان انبارى گفت : ابوالصلت هروى ما را حديث كرد از ابومعاويه از اعمش از مجاهد از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و
هامش
( 1 ) . المناقب ، از « ابنمغازلى » / 84 .
( 2 ) . از جمله : الكمال في اسماء الرّجال از مقدّسى خطّى ؛ الأنساب از الصنعانى ؛ دول الاسلام : حوادث 211 ؛ مرآة الجنان : حوادث 211 ؛ تذكرة الحفاظ 1 / 334 و . . . .
( 3 ) . صحيح دانستن .