مردم پيشى داشته باشد ، در مقام افضل و اشرف و در بالاترين درجه نسبت به مردم قرار دارد . . .
و علىرغم پايدارى و ثبوت اين معنى ، مناسب است كه عبارتهاى بعضى از دانشمندان بزرگ را بياوريم ؛ براى توضيح و روشنشدن بيشتر مطلب :
حكيم ترمذى گويد : « اصل يكصد و سى و پنج ما را حديث كرد اسماعيل بننصربن راشد ، از مسدّد ، از بشربن مفضل ، از عمر بندهى عقده كه گفت :
شنيدم أيّوببن صفوان از جابربن عبداللَّه نقل مىكند كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ما وارد شد و فرمود : اى مردم ! هر كس دوست مىدارد كه جايگاه خود را نزد خداوند بداند ، پس بنگرد كه منزلت خداوند نزدش چگونه است ؟ خداوند بنده را نسبت به خود در جايى قرار مىدهد كه بنده خداوند را در آن جايگاه قرار داده است . و خداوند را لشكريانى از فرشتگان است كه در مجالس ذكر وارد شده بر آن مىايستند . پس روز و شب در ذكر خداوند باشيد ، آگاه باشيد در باغهاى بهشت خوش بگذرانيد . گفتند : اى رسولخدا ! باغهاى بهشت كجاست ؟ فرمود :
مجلسهاى ذكر پس صبح و شام در ذكر خداوند باشيد و او را به خويشتن يادآورى كنيد .
پس جايگاه خداوند نزد بنده ، تنها در قلب او و به اندازه اين صفات است :
معرفت و دانش به او و ترس از او و بزرگداشت و تعظيم او و شرم از او و خشيت از او ، ترس از عقاب او ، و وجل هنگام يادكردنش ، و نگهداشتن حرمت براى امر و نهى او ، و پذيرش منّتش و روش تدبيرش و توقّف در برابر احكامش ، و خوش آمدن نفس از آنها و تسليم در برابر او با بدن و روح و قلب و دقّت و مراقبت در تدبير كارهايش ، و همراه با ياد او و به پاخاستن در برابر بارهاى سنگين نعمتها و احسانش ، ترك خواسته به خاطر مشيّتهاى او و حُسن ظن در تمام آنچه به او عطا فرموده است .
و در اين زمينه مردم بر يكديگر برترى مىجويند ، پس جايگاه آنان نزد پروردگارشان به اندازه و بهرهگيرى آنان از اين امور است و خداوند مؤمنان را به معرفت خويش گرامى داشته است ، پس با معرفتترين آنها ، داناترين آنها به
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى) — صفحة 503
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٠٣