2 - ذهبى : « حسكانى قاضىِ محدّث . . . حافظ ، استادى دقيق و با توجّهى كامل به علم حديث . . . كهنسالى با اسناد ارزشمندى بود . . . همواره مىشنيد و گردآورى مىكرد و بازگو مىنمود ، عبدالغافربن اسماعيل فارسىِ محدّث از او بسيار حديث نقل كرده و در كتاب تاريخش از او نامبرده است ؛ ولى من نيافتم كه تاريخ درگذشت او را آورده باشد . بعد از سال 470 درگذشت . از او مجلس درسى يافتم كه دلالت بر تشيّع و خبرگى او در حديث دارد . و آن صحيح دانستنش خبر « ردّالشمس » براى على است و اينكه ناصبىها خورشيد را خوار شمردند . » « 1 »
45 - روايت ابن مسعدة
او ابوالقاسم اسماعيلبن مسعدهى جرجانى ، متوفّاى سال 474 است .
در سلسلهى راويان روايت حافظ ابنعساكر قرار دارد . « 2 »
شرح حالش
ذهبى : « امام ، مفتى ، رييس ، ابوالقاسم اسماعيلبن مسعدةبن اسماعيل فرزند امام كبير ، ابوبكر اسماعيلى جرجانى ، از پدرش و عمويش ، مفضل و حمزةبن يوسف حافظ ، و قاضى محمّدبن يوسف شالنجى ، و احمدبن اسماعيل رباطى ، حديث شنيد . »
و از او حديث شنيدهاند : زاهر شحامى و برادرش وجيه . . . در سال 404 متولّد شد و در سنّ 70 سالگى در گرگان درگذشت . او پيشتاز با عظمت ، امام ، واعظى بليغ بود . نظم و نثر و دانش گستردهاى داشت . ابن سمرقندى از او كتاب « الكامل » از ابنعدى را روايت كرده است . » « 3 » شرح حال او در المنتظم 9 / 10 و الوافى بالوفيات 9 / 223 و شذرات
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفّاظ 3 / 1200
( 2 ) . ترجمه اميرالمومنين ( ع ) از تاريخ دمشق 2 / 464 شماره 986
( 3 ) . سير أعلام النبلاء 18 / 564 .