« عيّار » . . . از او حديث نقل كردهاند : محمّدبن فضل فراوى ، زاهر شحامى ، ابوالمعالى محمّدبن اسماعيل فارسى ، و گروهى ديگر و از اصفهان ، غانمبناحمد جلودى و فاطمه دختر محمّد بغدادى . . . عبدالغافر گويد : عيّار در « غزنه » در ربيعالأوّل سال 457 درگذشت . » « 1 » 2 - صفدى : « عمرى طولانى كرد تا از صد سال گذشت و در نقل روايت از استادانش يگانه شد . . . بزرگان و پيشوايان از او روايت كردهاند . در غزنه سال 457 درگذشت . » « 2 » 3 - ابنالعماد ، همينگونه شرح حال او را آورده است . « 3 »
44 - روايت حسكانى
او حافظِ قاضى ، ابوالقاسم حسكانى حذّاء متوفّاى بعد از سال 470 است .
حديث « أنا مدينة العلم » را چنين روايت كرده است : « ما را خبر داد ، سيّد ابوالحسن محمّدبن حسينى ، با خواندن حديث ، از محمّدبن محمّدبن سعد هروى . . . - كه با خطّ خودش آن را برايش نوشت از محمّدبن عبداللَّه شامى ، و ابوصلت هروى و ابومعاويه ، از اعمش ، از مجاهد ، از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است . پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » « 4 »
شرح حالش
1 - عبدالغافر : « ابوالقاسم حسكانى حذّاء ، عبيداللَّهبن عبداللَّهبن احمد . . .
حافظِ با دقّت ، از پيروان ابوحنيفه ، فاضل ، از خانوادهى دانش ، وعظ و حديث . . .
بسيار حديث شنيد و استادى برگزيده بود ، بابها و كتابها و لطيفهها را گردآورد . . .
و تنها به دريافت بسنده نكرد ؛ بلكه به نشر و بازگويى حديث هم روى آورد . » « 5 »
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء 1 / 86 .
( 2 ) . الوافىبالوفيات 15 / 198 .
( 3 ) . شذرات الذّهب 3 / 304 .
( 4 ) . شواهد التنزيل / 81 .
( 5 ) . السياق في تاريخ نيسابور / 463 .