باهوش بود . سال وفات و شرح حال او را به دست نياوردم . » « 1 » 2 - سيوطى : « راغب ، داراى تأليفاتى است . در اوايل سدهى پنجم بود .
« مفردات القرآن » و « افانين البلاغه » و « المحاضرات » از نوشتههاى اوست كه هر سه كتاب را ديدم . گمان مىكردم راغب معتزلى است ؛ تا اينكه به خطّ شيخ بدرالدّين زركشى بر پشت نسخهاى از « القواعد الصغرى » نوشتهى عبدالسّلام اين متن را ديدم : امام فخر الدّين رازى در تأسيسالتقديس در اصول آورده است كه ابوالقاسم راغب از پيشوايان سنّت است و او را قرين غزالى كرده است . گفت : و اين فايده نيكويى است ؛ زيرا بسيارى از مردم گمان مىكنند كه او معتزلى است . » « 2 »
49 - روايت ابنقبيس
او از رجال حافظ ابنعساكر است . « 3 »
شرح حالش
ذهبى گويد : « استاد ، امام ، فقيه ، نحوى ، پارسا ، عابد ، پيشوا ، ابوالحسن علىّبن احمدبن منصوربن محمّدبن قبيس غسّانى دمشقى مالكى ، متولّد سال 442 ، از پدرش و از ابوالقاسم سمياطى و ابوبكر خطيب حديث شنيد . . .
ابوالقاسم ابنعساكر . . . از او حديث نقل كرد .
ابنعساكر گويد : او ثقه ، خويشتندار و بيداردل بود . در خانهاش در « دربالنقاشة » يا خانهاش در « المنارة الشرقية » در مسجد گوشهگير بود . او فقيه و مفتى بود . نحو و فريضهها را به گوش ديگران مىرساند و به سنّت بسيار پاىبند بود .
دوستدار اهل حديث بود و جز از اصل ، حديث نقل نمىكرد . بسيار از او شنيدم ، روز عرفهى سال 530 درگذشت .
و سلفى گفت : ساكن مناره بود ، پارسا و عابد و ثقه بود . در زمانش در دمشق
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء 18 / 120 .
( 2 ) . بغيةالوعاة 2 / 297 .
( 3 ) . ترجمه اميرالمؤمنين عليه السلام از تاريخ دمشق 2 / 464 شمارهى 992 .