3 - سيوطى گويد : « از اسنوى و مغلطائى و ابنكثير و اذرعى و غير آنان برگرفت و كتابهاى بسيارى در فنهاى چندى نگاشت . . . . » « 1 » 4 - داودى گويد : « امام ، عالم ، علّامه نويسنده و محرّر بود ، او فقيهى اصولى و مفسّر ، اديب و فاضل در تمام آنها بود ، درس و فتوا داد . . . . » « 2 » 5 - دهلوى خود در « بستان المحدّثين » كتاب او « التنقيح لألفاظ الجامع الصحيح » و همچنين استادان و مصنّفاتش را ياد كرده و او را ستوده است .
73 - اثبات فخرالدّين ابنمكانس
فخرالدّين عبدالرّحمانبن عبدالرزّاق بن ابراهيمبن مكانس قبطى مصرى ، حديث را اثبات كرده است كه آن را در بيتهايى كه اميرالمؤمنين عليه السلام را مدح كرده وارد نموده است . ابنحجّة گويد :
« از او شعرى رانقل كردهام كه در آن اميرالمؤمنين علىّبنابىطالب را مدح نموده است :
يا ابنعم النبى إنّ أناساً * قد توالوك بالسّعادة فازوا
أنت للعلم في الحقيقة باب * يا اماماً و ما سواك مجاز « 3 »
- اى پسرعموى پيامبر ! مردمانى از تو پيروى كردند و به سعادت رسيدند .
- تو درِ حقيقى دانش هستى ؛ اى امامى كه غير تو ، همگى مَجاز هستند .
شرح حالش
هامش
( 1 ) . حسنالمحاضرة 1 / 437 .
( 2 ) . طبقات المفسّرين 2 / 157 .
( 3 ) . خزانة الأدب از ابنحجّة حموى : 75 ، 339 .