شرح حالش
1 - ذهبى در « المعجم المختص / 92 »
2 - اسنوى در « طبقات الشافعية 2 / 239 »
3 - ابنحجر در « الدرر الكامنة 2 / 179 »
4 - سيوطى در « طبقات الحفّاظ 528 »
5 - عليمى در « الانس الجليل 2 / 106 »
6 - شوكانى در « البدر الطالع 1 / 245 »
و خلاصهى شرح حال شوكانى از او چنين است :
« در ربيعالأوّل سال 694 متولّد شد . از شرفالدّين فزارى وبرهانالدّين ذهبى وابنعبدالدائم وقاسمبنعساكر و گروهى ديگر كه به هفتصد نفرمىرسند ، حديث شنيد ، به شهرها سفر كرد و پيش از آن به فقه و عربى مشغول بود ، در آن مهارت يافت و كتابهايى در فقه و اصول و حديث نگاشت . ابنحجر در كتاب « الدرر » گويد : او كتابهاى بسيارى نگاشت كه گسترش يافته ، مشهور و سودمند است .
ذهبى او را به حافظ بودن توصيف كرده و گفته است : علم رجال و علم علل حديث را فرا گرفت و در اين زمينه همراه با سلامت ذهنى و سرعت فهم پيش افتاد .
و غير او گفته است : او در فقه و نحو و اصول و حديث و فنون آن پيشوا بود تا اينكه بازماندهى حافظان شد ، رجال را مىشناخت در متنها و اسنادها بسيار دانا بود و نوشتههايش نمايانگر پيشوايى او در هر فنّى است . اسنوى گفته است : او حافظ زمان خويش بود . سال 761 درگذشت . »
70 - روايت سيّد على همدانى
حديث « مدينةالعلم » را اينگونه روايت مىكند : « از جابر نقل شده كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و از ابنمسعود و از انس مانند آن روايت شده است . » « 1 » و در كتاب « السبعين في فضائل اميرالمؤمنين على » گويد :
هامش
( 1 ) . به ينابيع المودّة / 254 بنگريد .