ايشان رابه « باب مدينة العلم وسرچشمهى بخشندگى وبردبارى . . . » وصف مىكند . « 1 »
شرح حالش
1 - شاه ولىّاللَّه در « الإنتباه في سلاسل أولياء اللَّه »
2 - مجدالدّين بدخشانى در « جامعالسّلاسل - خطّى »
72 - حسن شمردن بدر زركشى
بدرالدّين محمّدبنبهادر زركشى شافعى چنين حكم كرده است كه حديث « مدينة العلم » « به درجهاى از حُسن مىرسد كه بدان احتجاج مىشود و هرگز ضعيف نيست ؛ چه رسد به اينكه « ساختگى » باشد . »
و مناوى از كسانى است كه اين مطلب را از او نقل كرده است . « 2 »
شرح حالش
1 - ابنقاضى شهبة : « محمّدبن بهادربن عبداللَّه : دانشمند علّامه ، نويسنده و محرّر ، بدرالدّين ابوعبداللَّه مصرى زركشى ، تولّدش به سال 745 بود و از دو استاد ، جمالالدّين اسنوى و سراجالدّين بلقينى دريافت كرد و به حلب نزد شيخ شهابالدّين أذرعى مسافرت كرد و براى آموختن حديث به خدمت مغلطائى رسيد و حديث را در دمشق و شهرهاى ديگر شنيد .
بعضى از مورّخان گفتند : او فقيه ، اصولى و فاضل در همهى آنها بود . درس و فتوا داد و در رجب سال هفتصد و نود و چهار درگذشت . » « 3 » 2 - ابنحجر استادان و نوشتههايش را ذكر كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . خلاصة المناقب - خطّى .
( 2 ) . فيضالقدير شرح الجامع الصغير 3 / 47 .
( 3 ) . طبقات الشافعيه از ابنقاضى شهبهى اسدى 2 / 319 .
( 4 ) . الدر الكامنه از ابنحجر 4 / 17 .