و به دليل قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام : « تو برادر من و وصىّ من و خليفهء من پس از منى و تو داور و حكمران دين و آئين منى » .
( وصيت پيامبر ( ص ) :
پيامبران سلف عليهم السلام هريك « جانشين » داشتهاند .
مسعودى مورخ معروف در « اثبات الوصية » بسيارى از خلفاى انبيآء ( ع ) را از آدم تا خاتم ( ص ) نام برده است كه هريك دوازده نفر جانشين داشتهاند يا « سبط و وصى » ( رجوع شود )
از سوى ديگر رسول اكرم ( ص ) كه تمام آنچه بشر بدان نياز داشته بيان فرموده حتى آداب خوردن و خوابيدن ، و تخليه . چگونه در چنين امر بزرگى كه صيانت اسلام و مسلمين و سعادت دنيا و آخرت عباد الله به آن بسته و پيوسته است ( وصيت ) نفرمود . . . ؟ ! و مردم را بلاتكليف باقى گذارد ؟ معاذ الله .
و امر وصيت در قرآن و سنت موكدا آمده است ( ان ترك خير الوصية . . . ) و جميع مسلمين بدان عمل كرده و ميكنند آيات قرآن در « وصيّت » بيايد . « م »
انت قاضى دينى :
رأى خواجه مصنّف ما رحمة الله عليه بر خلاف مشهور براينست ( قاضى دينى ) بكسر دال است يعنى تو قاضى ، و داور ، كيش و آئين منى . گرچه امام على ( ع ) قرض پيامبر ( ص ) را نيز ادا فرمود .
اما ديگر كس از مسلمين چون امام على ( ع ) در دين و حكمتهاى قرآن ، و مبانى اسلام و فروع احكام ، و آنچه بشر بدان نيازمند است چنان بصيرت نداشته و قضاوت و احكام امام عليه السلام شهرهء آفاق است .