از هفت نفر فاطمه عليهن السلام نيز حديث غدير را روايت كردهاند . . .
جهت تيمن و تبرّك بنام اولاد رسول اللّه ( ص ) در اين كتاب سلسله سند اين حديث نيز ثبت شد ، گرچه در مجلدات قبل درباره حديث غدير ، يادداشتهاى لازم ثبت شده است :
اما لطف اين سند آن است كه الغدير اينحديث را از كتاب ( اسنى المطالب ) و از طرق حديث عامه نقل كرده است نه از خاصه ، و در ضمن اسامى راويان حديث مىرسيم به نام : ( فاطمه ) و زينب و ام كلثوم دختران حضرت موسى بن جعفر ( ع ) كه هرسه نفر گفتهاند : ( فاطمه ) دختر امام جعفر صادق ( ع ) بما حديث كرده است كه وى گفت از : ( فاطمه ) دختر امام محمد باقر ( ع ) به من حديث كرد و گفت :
( فاطمه ) دختر امام محمد باقر ( ع ) به من حديث كرد و گفت :
( فاطمه ) دختر امام زين العابدين ( ع ) به من حديث فرمود و گفت :
( فاطمه ) و سكينه دختران امام حسين ( ع ) از قول ام كلثوم دختر :
( فاطمه ) بنت النبى ( ص ) از قول مادرش ( فاطمه ) دختر رسول اللّه ( ص ) حديث كرد كه فاطمه زهرا دختر پيامبر در ضمن خطبه غراى خود در مسجد مدينه خطاب به مردم فرمود :
آيا فراموش كرديد روز غديرخم را كه پيامبر فرمود : بر هركه من اختيار دارم پس از من على مولا و اختياردار اوست و ( آيا فراموش كردهايد ) قول رسول خدا را : تو نسبت به من منزله هارون نسبت به موسى را دارى و . . .
( فاطمة الزهراء )
سيد ميرداماد :
گويند كه نيست قادر ، از عين كمال * بر خلقت شبه خويش حق متعال
نزديك شد اينكه رنگ امكان گيرد * در ذات على صورت اين امر محال
عبد الرحمان جامى
أصبحت زائرا لك يا شحنة النجف * بهر نثار مرقد تو ، نقد جان به كف . . .
ميبوسم آستانه قدر و جلال تو * و ز ديده اشك عذر ز تقصير ما سلف