ودر حديث است كه : حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جبرئيل پرسيد كه : آيا زوال شمس شد ؟ گفت : نه ، بلى ، پس گفت : ميان گفتن « نه » و « بلى » آفتاب پانصد سال راه طي نمود « 1 » .
گويند كه : أفلاك مانند ورقهاى پياز به هم چسبيدهاند وستارهها مانند ميخ در فلك كوبيده شدهاند « 2 » وفلك هشتم را در اصطلاح شرع « كرسي » گويند ، وفلك نهم را « عرش » گويند « 3 » ونزد شرع ما بين هر فلك تا فلك ديگر خالى است ومتصل به هم نيستند ، بلكه پانصد سال راه ميان هر دو فلك هست « 4 » .
واز حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مروى است كه : نيست آسمانهاى هفتگانه در جنب كرسي مگر مانند حلقهء افتادهاى در بيابان ، ونسبت عرش به كرسي مثل نسبت آن بيابان است به آن حلقه « 5 » .
إذا قالت حذام فصدّقوها * فانّ القول ما قالت حذام « 6 »
سؤال ثعد [ 574 ] :
شخصي متوفّى ، ووارث أو منحصر در هفت نفر نواده كه شش پسرند ويك دختر ، لكن نسبت آنها به ميّت مختلف است ، دخترى با يك پسر از دختر اوست ، ودو پسر از يك پسر ، وسه پسر از پسر ديگر ، ميراث ايشان به چه نحو است ؟
جواب :
در اين مسأله خلاف عظيم است ، سيد مرتضى با جمعى قائلند كه
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 13 / 352 حديث 44 . توضيح : اين روايت راجع به حضرت موسى عليه السّلام نقل شده است .
( 2 ) شرح المقاصد : 3 / 138 ( با اندكى اختلاف ) .
( 3 ) بحار الأنوار : 55 / 76 .
( 4 ) در مظانّش نيافتيم .
( 5 ) معاني الأخبار : 333 حديث 1 ، خصال صدوق : 2 / 542 .
( 6 ) جامع الشواهد : 1 / 79 .