للّه الذي أخرج الغزالي من بين العلماء بتصنيف الإحياء ودور ، نيست كه امام هم به زبان حال اين گويد ومرادش علماى متعسّف باشد كه در حقيقت جهّالند ، واطلاق علماء بر ايشان متعارف شده :
گوئى كه مگر ز زاهدان سودى هست * وز فضل تو را اميد بهبودى هست
اين هر دو چنان شوند رهزن كه تو را * هرگز نشود گمان كه معبودى هست
ومعاندان ؛ أمثال اين در وقت حيات امام [ هم ] گفتهاند ورسالهاى در باب اعتراضات ايشان نوشته ، واز جملهء اعتراضات آن است كه : تو قائلى به تجرّد نفس ناطقه والحمد للّه كه اين سخن مسلّم أهل اسلام است .
ومولانا سعد الدين در « شرح مقاصد » گويد : چون غزالى اثبات حشر روحاني مىفرمود أو را به نفى حشر جسماني متهم داشتند « 1 » ، نعوذ باللّه منه .
زاهد ار راه برندى نبرد معذور است * عشق كارى است كه موقوف هدايت باشد
وشيخ محى الدين [ نام ] ؛ امام غزالى را به تعظيم تمام ذكر مىكند ، ودر « درّهء فاخره » مىگويد كه : شيخ ابن زيد اندلسى گفت : در بازار رسالهاى كه ابن حمدين - قاضى قرطبه - در ردّ امام غزالى نوشته بود ولعنت بر أو كرده بود خريدم وچون اندكى مطالعه نمودم كور شدم پس توبه واستغفار كردم وحق تعالى باز بينائى ارزانى داشت .
هر كس كه به عشق دوست صادق باشد * با خلق جهان دلش موافق باشد
يك نكته نگويد كه نبايد گفتن * كارى نكند كه غير لايق باشد
هامش
( 1 ) شرح المقاصد : 5 / 90 ( با اندكى اختلاف ) .