تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
وملخ ] بايد حلقوم بريده شود در زير گره بر آمده از حلقوم كه آن را به عربى « جوزه » و « غلصمه » مىگويند ، ومرغ وهمهء طيور را عادت آن است كه : غالبا در وقت كشتن زبان خود را پس مىكشند وبه اين سبب مجموع حلقوم پائين مىرود ، وبه عوض حلقوم زبان بريده مىشود وحيوان مردار وحرام مىگردد [ به اجماع كلّ علماء ] ، وچاره آن است كه : زبان مرغ را بگيرد كه به پائين نبرد « 1 » وحلقوم را با دو رگ طرفين آن ومري كه ممرّ آب در آن ودر عقب آن است ببرند تا حلال شود ، واللّه العالم .

سؤال ضمب [ 842 ] :

هرگاه چيزى بخرد به كيل يا وزن وبعد از آن زياد آيد چه صورت « 2 » دارد ؟

جواب :

اگر معلوم شود كه از بابت غلط نيست واز تفاوت كيل ووزن است باكى نيست ، واگر ظاهر شود كه غلط شده بايد بايع را اعلام كند ، وهمچنين اگر هيچ‌كدام معلوم نشود ، على الأحوط ، بل لا يخلو من قوّة .

سؤال ضمج [ 843 ] :

گندم يك من هشتاد دينار نرخ است ويك من را به يك صد دينار مىدهد به موعد يك سال ديگر ؛ اين سود است ، يا نه ؟

جواب :

هرگاه به وعدهء معيّن بفروشد بيع نسيه است وخوب است با استجماع شرايط .

سؤال ضمد [ 844 ] :

هرگاه بيع به قبض واقباض به عمل آيد بدون صيغه ، بعد از آن يك طرف مرد ، آيا وارث أو را مىرسد كه به آن ديگر ادّعا كند ، نظر به آنكه صيغه خوانده نشده ؟

جواب :

معاملهء مستجمع شرائط صحّت را بدون صيغه معاطات مىگويند ، وبنابر مشهور تا طرفين در حيات هستند وتصرّف در مثمن يا ثمن
هامش
( 1 ) الف ، ه‍ : نرود . ( 2 ) ه‍ : چه حكم .