نكردهاند مىتوانند كه معامله را بر هم زنند وإلّا فلا ؛ وفتوا بر اين است ، واللّه العالم .
سؤال ضمه [ 845 ] :
معنى إنشاء كه در عقود در كار است چه چيز است ؟
جواب :
همين است كه مقصود از « أنكحت » مثلا آن باشد كه به همين لفظ نكاح را واقع مىسازم وميان آن زن وآن مرد زنى وشوهرى قرار مىدهم ، نه آنكه خبر مىدهم از نكاحي كه پيشتر واقع شده ، خواه راست باشد ، يا دروغ .
سؤال ضمو [ 846 ] :
كسى كه قادر بر عربى باشد صيغهء نذر وغير آن را - از عقود وايقاعات - به فارسي بگويد درست است يا نه ؟
جواب :
ظاهرا درست است ، لكن در نكاح وطلاق با قدرت ؛ اكتفاء به فارسي نكند .
سؤال ضمز [ 847 ] :
هرگاه شهود طلاق ؛ عربى نفهمند چه بايد كرد ؟
جواب :
لفظ طالق را به ايشان تعليم كند كه به معنى رها است ، وتتمّهء كلام را به زبان ايشان بگويد ، وهمچنين در ساير صيغهها مثل : نكاح هرگاه خواهد كه آن را شاهد بگيرد وهرگاه ممكن نشود - هر چند كه بسيار بعيد است - به اصطلاح شهود صيغه بخواند .
سؤال ضمح [ 848 ] :
قيل لشخص : ما الفرق بين المائح والماتح ، فقال : ما بين نقطتيهما ؟
جواب :
ذلك لأنّ المائح بالتحتيّة هو الذي في أسفل البئر يملأ الدلو ، وبالفوقيّة من يكون في أعلاها يستقي منها « 1 » .
سؤال ضمط [ 849 ] :
شخصي مشغول الذّمة به حقّ ومال كسى باشد وصاحب حقّ فوت شود ، هرگاه ورثهء أو با آن شخص ، يا با وارث أو طي نمايند
هامش
( 1 ) لاحظ ! الخزائن للنراقي : 253 .