است « 1 » ودر فطره وكفّاره وكرّ اعتبار قول مشهور است .
وغلّاتى كه زكات در آنها واجب است همين گندم ، جو ، خرما ومويز است - ودر غير اينها واجب نيست ، بلكه سنّت است - هرگاه به نصاب مذكور برسند وبه كيل ويا وزن به آنها معامله كنند - ودر خلال ورطب وانگور وغوره بايد فرض شود كه : هرگاه به حدّ خرما ومويز برسند البتّه به حدّ نصاب يا بيشتر باشند ، وغالبا از چهار من انگور يك من مويز مىشود ، پس نصاب انگور چهار برابر نصاب مذكور خواهد بود .
وزكات غلّات ده يك است ؛ هرگاه به آب باران يا جدول يا قنات يا به ريشه آب خورده باشد ، بيست يك است ، اگر به دست يا « چرخاب » « 2 » يا كشيدن حيوان آب خورده ، واگر به هر دو طريق آب خورد « 3 » أغلب اعتبار دارد ، وآيا معتبر در غلبهء مدّت است يا منفعت ؟ در آن خلاف است « 4 » ، وطريق محتاط واضح است ، وهرگاه به هر دو طريق به عنوان مساواة آب خورده از نصف آن ده يك ، واز نصف ديگر بيست يك دهند ، كه از بيست من ؛ يك من
هامش
عبارت در تمام نسخهها وحجري همان است كه ذكر شد ، واين اشتباه است ، واحتمالا رقم صحيح با محاسبهء مقدار نصاب به من تبريز در عبارت بوده است كه در تمام نسخهها اشتباها حذف گرديده است ، زيرا عددي كه عنوان شده است ( سه چارك وده مثقال ) تتمهء عددي است كه در محاسبهء نصاب بر اين قول به دست مىآيد .
( 1 ) بر أساس قول ديگر - كه هر رطل را برابر با 5 / 67 مثقال مىداند - حدّ نصاب زكاة كه 2700 رطل مىباشد ، بنابراين قول به اين صورت محاسبه مىشود :
مثقال 182250 5 / 67 * 2700 ودر صورت تبديل به من تبريزى برابر است با : 284 من وسه چارك وده مثقال .
( 2 ) چرخى كه به قوّهء آب حركت كند ( فرهنگ معين : 1 / 1279 ) .
( 3 ) ج ، حجري : خورده .
( 4 ) تذكرة الفقهاء : 1 / 219 ، قواعد الأحكام : 55 ، إيضاح الفوائد : 1 / 183 ، مدارك الأحكام : 5 / 148 - 150 .