تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
من عمرك فما تصنع بالهمّ فيما ليس لك ، و لن يسبقك إلى رزقك طالب ، و لن يغلبك عليه غالب ، و لن يبطئ عنك ما قد قدّر لك . ( 4 ) [ قال الرضى ] : و قد مضى هذا الكلام فيما تقدم من هذا الباب ، إلا أنه هاهنا أوضح و أشرح ، فلذلك كررناه على القاعدة المقررة في أول الكتاب .

196 -

و قال عليه السلام : ربّ مستقبل يوما ليس بمستدبره ، و مغبوط في أول ليلة ، قامت بواكيه في آخره . ( 1 ) - الكلام في وثاقك ما لم تتكلّم به ، فإذا تكلّمت به صرت و اگر نباشد سال از عمر تو ، پس چه مى كنى به غصهّ مر آنچه [ كه ] نيست مر تو را ، و بايد كه در پيش نيفتد تو را وا روزى تو طلب كننده [ اى ] ، و غلبه نكند تو را بر او غلبه كننده‌اى ، و درنگ نكند از تو آنچه بدرستى كه تقدير كرده‌اند مر تو را . ( 4 ) [ سيّد رضى گويد ] : و بدرستى كه بگذشت اين سخن در آنچه پيش رفت از اين باب ، مگر آن كه اين جا روشن تر و مشروح تر [ است ] ، پس براى اين مكرّر گردانيديم آن را بر قاعدهء قرار داده در اوّل اين كتاب . ( 5 ) 196 - و گفت - عليه السّلام : چندا رو آورندهء [ به ] روزى كه نيست پشت فرو كنندهء آن [ روز ، بلكه دريافته است او را مرگ ] ، و [ چندا ] حسد برندهء در اوّل شب كه برخاستند گريندگان او در آخر شب او . ( 1 ) سخن در بند تو است مادام كه نگفتى آن را ، پس چون سخن گوئى تو به آن ، گشتى