چون گدايان چند بر درگاه هر لات ومنات * بهر مشتى سيم وزر فرسوده مىدارى جبين
باورت هرگز نشد اى ملحد كج اعتقاد * اينكه حق سبحانه ارزاق را باشد ضمين
آن خداوندى كه رزقت را فراوان مىرساند * در رحم ، بي زحمت آن وقتي كه بودستى جنين
بعد از آن آماده در پستان مادر چشمه سان * شير نوشين با هزاران رأفت وذوق وحنين
آرزوها در دلت باشد بسى دور ودراز * مىنينديشى كه ناگه مىرسد مگر از كمين
گه بفكر عشرت وطنّازى وعيش وهوس * گه بحرف خطّ وخال وچشم وزلف عنبرين
گفتگو تا كي ز ابروى كج وبالاى راست * نرگس مست ولب لعل وعذار آتشين
نشنوى غير از صداى نغمه وآواز نى * با حديث غيبت روشندلان پاكدين
عمرت از پنجه گذشت وفكر دنيا مىكنى * از شراب بيخودى تا چند مخمورى چنين
بندهء نفسي ويارت ديو ، گيرم در نماز * بر زبان گوئى دروغ إياك نعبد نستعين
مىكنندت عاقبت بر مركب چوبين سوار * مىرسانندت بمنزلگاه تو زير زمين
با هزاران حسرت وغم مىكنندت سرنگون * گيرم اين هر هفت اقليمت بود زير نگين
كشف الأسرار في شرح الاستبصار — صفحة 323
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٣٢٣