طريق واحد لا يؤويهما مؤو . ( 4 ) فالكتاب و أهله في ذلك الزّمان في النّاس و ليسا فيهم ، و معهم و ليسا معهم لأنّ الضّلالة لا توافق الهدى و إن اجتمعا . ( 5 ) فاجتمع القوم على الفرقة ، و افترقوا عن الجماعة ، كأنّهم أئمّة الكتاب و ليس الكتاب إمامهم ، فلم يبق عندهم منه إلّا اسمه ، و لا يعرفون إلّا خطهّ و زبره .
( 6 ) و من قبل ما مثّلوا بالصّالحين كلّ مثلة ، و سمّوا صدقهم على اللّه تعالى فرية ، و جعلوا في الحسنة العقوبة السّيّئة . ( 7 ) و إنّما هلك من كان قبلكم به طول آمالهم و تغيّب آجالهم ، حتّى نزل بهم الموعود الّذي تردّ عنه المعذرة ، و ترفع عنه التّوبة ، راندگان [ باشند ] ، و دو صاحب مصاحبت دارندگان با هم در يك راه باشند ، جاى ندهند ايشان را جاى دهندهاى . ( 4 ) پس كتاب و اهل آن در آن روزگار در ميان مردمان باشند و نباشند در [ ميان ] ايشان ، و با ايشان [ باشند ] و نباشند با ايشان ، [ زيرا ] بدرستى كه گمراهى موافق نباشد راه راست را و اگر چه جمع شوند با هم . ( 5 ) پس اجتماع كردند و جمع شدند قوم بر فرقه و جدائى ، و جدا شدند از جماعت ، گوئى كه ايشان پيشوايان كتاب اند ، و نيست و نباشد كتاب پيشواى ايشان ، پس باقى نماند نزديك ايشان از [ آن كتاب ] جز نام او ، و نشناسند جز خطّ او و نوشتهء او . ( 6 ) و از پيش آن [ كه اين زمان بيايد ] عقوبت كردند به نيك - مردان هر عقوبتى ، و نام نهادند صدق صالحان را بر خداى تعالى افترا و دروغ ، و كردند در نيكوئى عقوبت بدى را . ( 7 ) و بدرستى كه هلاك شد آن كس كه بود پيش از شما به درازى اميدهاى ايشان ، و غايب شدن اجل هاى ايشان ، تا كه فرود آمد به ايشان وعدهء مرگ آنك قبول نكنند از او عذر آوردن ، و بردارند از [ او ] توبه ، و بگشايند وا او مصيبت كوبنده ، يعنى مرگ ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٣٣