و لا خلق ذو اعتماد . ( 1 ) ذلك مبتدع الخلق و وارثه ، و إله الخلق و رازقه ، و الشّمس و القمر دائبان في مرضاته : يبليان كلّ جديد ، و يقرّبان كلّ بعيد . ( 2 ) قسم أرزاقهم ، و أحصى آثارهم و أعمالهم ، و عدّد أنفاسهم ، و خائنة أعينهم ، و ما تخفي صدورهم من الضّمير ، و مستقرّهم و مستودعهم من الأرحام و الظّهور ، إلى أن تتناهى بهم الغايات . ( 3 ) هو الّذي اشتدّت نقمته على أعدائه في سعة رحمته ، و اتّسعت رحمته لأوليائه في شدّة نقمته ، قاهر من عازهّ ، و مدمّر من شاقهّ ، و مذلّ من ناواه ، و غالب من عاداه . ( 4 ) من توكّل عليه نه خلقى خداوند اعتماد . ( 1 ) آن است نو آفرينندهء خلق و ميراث يابنده ، و خداى خلق و روزى دهندهء او ، و آفتاب و ماه پياپى مى روند در خشنودى او ، كهنه مى كنند همهء نو را ، و نزديك مى گردانند همهء دور را . ( 2 ) قسمت كرد روزى هاى ايشان را و بشمرد اقوال و اعمال ايشان را ، و بشمرد نفس هاى ايشان را و خيانت كنندهء چشم هاى ايشان ، و آنچه پنهان دارد سينههاى ايشان از انديشه ، و جاى آرام ايشان از اصلاب ، و جاى وديعت ايشان از رحم ها و پشت ها ، تا آنك به نهايت رسد با ايشان نهايت ها . ( 3 ) و او آنك سخت شد عقوبت او بر دشمنان او در فراخى رحمت او ، و فراخ شد رحمت او مر دوستان او را در سختى عقوبت او ، شكنندهء كسى كه غلبه كند به او به عزّت ، و هلاك كنندهء كسى كه خلاف كند به او ، و ذليل كنندهء كسى كه دشمنى كند با او ، و غلبه كنندهء كسى كه دشمنى كند با او . ( 4 ) هر كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٦٩