84 - و من خطبة له عليه السلام
و أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له : الأوّل لا شيء قبله ، و الآخر لا غاية له ، لا تقع الأوهام له على صفة ، و لا تعقد القلوب منه على كيفيّة ، و لا تناله التّجزئة و التّبعيض ، و لا تحيط به الأبصار و القلوب . ( 1 )
منها :
فاتّعظوا عباد اللّه بالعبر النّوافع ، و اعتبروا بالآي السّواطع ، و ازدجروا بالنّذر البوالغ ، و انتفعوا بالذّكر و المواعظ . ( 2 ) فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة ، و انقطعت منكم علائق 84 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السلام - است ] و گواهى مى دهم كه نيست خدا بجز او ، خداى يگانه است او ، نيست انبازى مر او را ، او است اوّل كه نيست و نبود چيزى پيش از [ او ] ، او است آخر كه نهايتى نيست مر او را ، واقع نشود وهم ها مر او را بر صفتى ، و عقد نكند و نبندد دل ها خود را از او بر چه گونگى [ اى ] ، و در نيابد او را جزء جزء كردن و بعض بعض شدن ، و گرد بر نيايد به او بينائى ها و دل ها . ( 1 ) [ بخشى از آن خطبه چنين است ] پس پند گيريد اى بندگان خدا به عبرت ها [ ى ] سود كنندهها ، و اعتبار كنيد به آيت هاى افروزنده ، و باز ايستيد به بيم كنندهها [ ى ] فصيح ، و فايده گيريد به پند و وعظها . ( 2 ) پس گوييا كه در آويخت به شما چنگ هاى مرگ ، و بريده شد از شما باز دارندههاى آرزو ، و در