تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
الأصنام فيكم منصوبة ، و الآثام بكم معصوبة . ( 4 ) منها : فنظرت فإذا ليس لي معين إلّا أهل بيتي ، فضننت بهم عن الموت ، فأغضيت على القذى ، و شربت على الشّجى ، و صبرت على [ أخذ ] الكظم ، و على أمرّ من طعم العلقم . ( 5 ) و منها : و لم يبايع حتّى شرط ان يؤتيه على البيعة ثمنا ، فلا ظفرت يد المبايع و خزيت أمانة المبتاع . ( 6 ) فخذوا للحرب أهبتها . و أعدّوا لها عدّتها ، فقد شبّ لظاها ، و علا سناها و استشعروا الصّبر ، فإنهّ احزم للنّصر . ( 7 )

27 - و من خطبة له عليه السلام

أمّا بعد ، فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّة ، فتحه اللّه لخاصّة بت ها در ميان شما بر پاى كرد [ ه ] ، و گناهان به شما محكم كرده و در آويخته . ( 4 ) [ در قسمتى از آن خطبه مى فرمايد ] : پس نظر كردم من آن گاه [ كه ] نبود و نيست مرا يارى دهنده‌اى جز اهل بيت من ، پس بخل كردم به ايشان از مرگ ، و چشم بر هم نهادم بر خاشاك كه در چشم بود ، و بياشاميدم بر غصهّ و اندوه ، و صبر كردم بر فرا گرفتن خشم [ و ] فرو خوردن ، و بر تلخ تر از طعم و خوردن حنظل . ( 5 ) [ و در بخشى ديگر گويد ] : و بيعت نكر [ د ] تا كه شرط كرد كه عطا دهند او را چيزى بر بيعت كردن بهايى ، پس ظفر نياباد و فيروز مباد دست بيعت كننده ، و رسوا باد امانت و استوارى معاويه . ( 6 ) پس فرا گيريد براى حرب ساز و آلت آن را ، و بسازيد براى حرب آلت آن را ، بدرستى كه بر افروختند آتش حرب را ، و بلند كردند روشنى آن را ، و شعار خود سازيد صبر را ، بدرستى كه آن هشيارتر است مر يارى كردن را . ( 7 ) 27 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] پس از حمد و ثناى خدا ، بدرستى كه جهاد درى است از درهاى بهشت ، بگشاد آن را خداى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6