يلقانا . ( 3 ) فإنّها عزيمة الإيمان ، و فاتحة الإحسان ، و مرضاة الرّحمن ، و مدحرة الشّيطان . ( 4 ) . و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله ، أرسله بالدّين المشهور ، و العلم المأثور ، و الكتاب المسطور ، و النّور السّاطع ، و الضّياء اللّامع ، و الأمر الصّادع ، إزاحة للشّبهات ، و احتجاجا بالبيّنات ، و تحذيرا بالآيات ، و تخويفا بالمثلات . ( 5 ) و النّاس في فتن انجذم فيها حبل الدّين ، و تزعزعت سواري اليقين ، و اختلف النّجر ، و تشتّت الأمر ، و ضاق المخرج ، و عمي المصدر ، فالهدى خامل ، و العمى شامل . ( 6 ) عصى الرّحمن ، و نصر الشّيطان ، و خذل الإيمان ، فانهارت دعائمه ، و تنكّرت معالمه ، و درست سبله ، و عفت شركه . ( 7 ) أطاعوا الشّيطان فسلكوا مسالكه ، و وردوا آنك باقى دارد ما را ، و ذخيره نهيم آن را براى ترس ها آنچه فرا رسد ما را . ( 3 ) بدرستى كه آن اصل و واجب ايمان است ، و اوّل نيكوئى و خشنودى بزرگ بخشايش است ، و دور كردن شيطان است . ( 4 ) و گواهى مى دهم كه بدرستى كه محمّد بندهء او و رسول اوست ، بفرستاد او را به دين مشهور و معروف ، و معجز و نشان روايت كرده ، و كتاب نوشته ، و نور بلند شونده ، و روشنى درخشنده ، و فرمان برنده و شكافنده ، زايل كننده مر شبههها ، و حجّت گوينده به حجتّ هاى روشن ، و ترساننده به آيت ها ، و ترساننده براى عقوبت . ( 5 ) و حال آن كه مردم در فتنهها اند كه بريده شد در او ريسمان دين و بجنبيد در او ستون هاى يقين ، و مختلف شد در او اصل فطرت ، و پراكنده شد كار ، و تنگ شد جاى بيرون آمدن ، و نابديد شد بازگشت ، پس راه راست گم شده است ، و گمراهى عام شوند [ ه ] . ( 6 ) نا فرمانى كردند خداى را ، و نصرت كردند شيطان را ، و فرو گذاشتند ايمان را ، پس بيفتاد و ويران شد ستون هاى ايمان ، و ناشناخت شد نشانههاى آن ، و مندرس شد قانون ها [ و ] راههاى او و نا بديد شد راههاى روشن او ( 7 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٦