و يحتجّوا عليهم بالتّبليغ ، و يثيرون لهم دفائن العقول . ( 26 ) و يرون آيات المقدرة : من سقف فوقهم مرفوع ، و مهاد تحتهم موضوع ، و معايش تحييهم ، و آجال تفنيهم ، و أوصاب تهرمهم ، و أحداث تتتابع عليهم . ( 27 ) و لم يخل اللّه سبحانه خلقه من نبيّ مرسل ، أو كتاب منزل ، أو حجّة لازمة ، أو محجّة قائمة : رسل لا تقصّر بهم قلّة عددهم ، و لا كثرة المكذّبين لهم : من سابق سمّي له من بعده ، أو غابر عرفّه من قبله . ( 28 ) على ذلك نسلت القرون ، و مضت الدّهور ، و سلفت الآباء ، و خلفت الأبناء .
إلى أن بعث اللّه سبحانه محمّدا صلّى اللّه عليه و آله كردهء نعمت او ، و حجّت گويند برايشان به رسانيدن رسالت ، [ و بر انگيزانند ] براى ايشان دفن كردهها [ ى ] عقل ها . ( 26 ) و فرا نمايند ايشان را آيت هاى قدرت خود ، از بامى كه بالاى ايشان است برداشته ، و بسترى [ كه ] زير ايشان نهاده ، و معيشت ها اى كه زنده دارد ايشان را ، و اجل هائى كه نيست [ كند ] ايشان را ، و دردهايى كه پير كند ايشان را ، و حادثههايى كه پياپى آيد بر ايشان . ( 27 ) و خالى نكرد خداى - منزهّ است او - خلق خود را از پيغمبرى فرستاده ، يا كتابى فرو فرستاده ، يا حجّتى لازم ، يا راه روشن ايستاده ، پيغمبرانى كه قاصر نباشد و به عيب نياورد ايشان را اندكى عدد ايشان ، و نه بسيارى دروغ زنان مر ايشان را ، [ پيغمبر ] از پيش گذشته نام برند مر او را آن كس [ را ] كه پس از او بود ، يا [ پيغمبر ] باقى مانده كه تعريف كند [ خدا ] آن كس را كه پيش از او بود . ( 28 ) و بر آن [ طريقه و ترتيب ] كه بگذشت به زودى گروهان ، و بگذشت روزگارها ، و بگذشت پدران ، و باز ماندند پسران ، تا كه بفرستاد خدا كه منزهّ است او محمّد را - درود فرستاد خدا بر او و آل [ او ] - براى روان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠