تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
4 / 44 - 37 37 . آنانى كه بخيلى مىكنند و مىفرمايند مردمان را به بخيلى و مىپوشند آنچه داد ايشان را خداى از افزونى خويش ، و ساخته كرديم مر ناگروندگان را عذابى خوار كننده . 38 . و آنانى كه هزينه كنند خواسته‌هاى خويش را ديدن [ 102 ] مردم و نمىگروند به خداى و نه به روز بازپسين ، و هر كه باشد ديو مرو را يار پس بدا يار . 39 . و چيست بر ايشان ؟ اگر گرويدندى به خداى و روز بازپسين و هزينه كردندى از آنچه روزى كرد ايشان را خداى و بود و هست خداى به ايشان دانا . 40 . بدرستى كه خداى ستم نكند همسنگ مورچهء خرد و اگر باشد نيكى افزون كند آن را و دهد از نزد خود مزدى بزرگ . 41 . پس چگونه چون آييم از هر گروهى به گواهى و آريم ترا بر اينان گواهى . 42 . در آن روز دوست دارد آنانى كه نگرويدند و نافرمانى كردند فرستاده را كه هامون كرده شود به ايشان زمين و نپوشند از خداى سخنى . 43 . اى آنانى كه گرويدند ! نزديك مشويد نماز را و شما مستانيد تا دانيد آنچه مىگوييد و نه دور ماندگان مگر گذرندگان راه تا سر و تن شوييد و اگر باشيد بيماران يا بر سفرى يا آيد يكى از شما از گودال يا بسوديد زنان را ، پس نيافتيد آبى ، پس تيمّم كنيد آهنگ كنيد خاكى پاكى ، پس ببساييد رويهاى خويش را [ 103 ] و دستهاى خويش را بدرستى كه خداى بود و هست ناپيدا كننده آمرزگار . 44 . ا نديدى به آنانى كه داده شدند بهرهء از نامه ، همى خرند گمراهى را و مىخواهند كه گم شويد راه ؟