تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ
( عنكبوت 33 ) اين كاربرد در ادب فارسى مكرر آمده است :
من ز جور مهر او اندوه‌مند و هم نژند * او ز جور مهر و آذر مستمند و ناتوان
( ديوان قطران ، ص 246 ) « هر كجا دل شكسته‌اى يا اندوه‌مندى بود به نزديك ايشان مىنشست » ( انس التائبين ، ص 54 ) « گفت يا ابا هاشم شادمان شدم كه پيش ما آمدى و اندوه‌مند كه بىاجازت درون آمدى » ( تاريخ طبرستان ، ص 191 ) « و جهودان را اندر ماه‌هاى خويش صومعه‌هاست به روزهايى كه كارهاى اندهمند افتاد » ( التفهيم ، ص 247 ) « چون او را غمناك و اندهمند ديد با خود انديشه كرد » ( داستان‌هاى بيد پاى ، ص 91 )
بگفتا برون او كى پسندم * كزان گردد درون اندوهمندم
( هفت اورنگ ، ص 638 )

رودكده

رودكده :
وادِياً
و نبرّند ( واپس نكنند هيچ ) رودكدهء ( را )
وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً
( توبه 121 ) رودكده در برابر وادى در ترجمه‌هاى قرآن به كار رفته است : « و نبرند رودكده‌اى مگر نبشته شود ايشان را » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 630 ) « جاى دادم از فرزندان خود ، يعنى اسماعيل ، اندر خشك رودى به رودكدهء جز كشت‌زار » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 825 ) « اما رود صناعى آنست كه رودكده‌هاى او بكنده‌اند و آب بياورده‌اند » ( حدود العالم ، ص 38 ) « و نبرند رودكده‌ى تانى و يجب كرده شهد ايشانرا » ( قرآن قدس ، ص 121 ) « خداوند ايما ! من ساكن كردم از فرزندان خود به رودكده‌اى جد خداوند كشته » ( قرآن قدس ، ص 160 ) « نبينى يا محمد كايشان در هر رودكده‌يى متحيّر مىشند » ( ترجمهء قرآن موزهء پارس ، ص 105 )